تبليغاتX
آران وبیدگل؟شاید - برای ضیاءالحکماء...

آران وبیدگل؟شاید

رویدادهای اجتماعی - هنری - فرهنگی و...........آران وبیدگل

برای ضیاءالحکماء...

 

مقاله هاي (( براي ضياءالحكما ))و ((نظام وفا نمادهويت فرهنگي ما))اثرنويسنده گرامي آقاي حيدرعلي عنايتي بيدگلي اخيرادرگاهنامه مطالبه (اركان خبري شهرداري اران وبيدگل )شماره ۸ به چاپ رسيده است .آقاي عنايتي دراين دويادداشت ديدگاه خودرا درموردمسائل فرهنگي شهر باقلمي شيوا وادبياتي فصيح به رشته تحرير درآورده وضمن بررسي نارسايي هاي شهري درمحله ي ميرعمادبيدگل ،ساختارفعلي اين محل راساختاري نامناسب بااستانداردهاي شهري دانسته وازدوچهره فرهيخته آران وبيدگل ،وصاف بيدگلي ونظام وفاي آراني به نيكي يادكرده است .

محله برای ضیاءالحکماء...

اگر روبروی زیارت شاهزاده حسین بیدگل بایستیم، پیدا کردن زیارت شاهزاده ابراهیم، کار مشکلی نخواهد بود. باید حدود 200 قدم رو به شمال حرکت کنیم تا به میدانگاهی برسیم که روزگاری به «باغ ننه حبیب» مشهور بود. از انارستان­های محله­ی دربریگ بیدگل، سال­هاست که خبری نیست. این انارستان­ها، عمدتاً در خانه­هایی قرار داشت که خانه­هایی بزرگ بود. به بزرگی اندیشه­ی اهالی خانه. با هشتی و دالان و ایوان. با صبح­های پرتلألؤ و ظهرهای پرطپش و غروب­هایی که تازه بعد از اذان مغرب، اولِ زندگی روزانه محسوب می­شد! آب قنات­هایی که بعد به دشت­های حسین­آباد و حسن­آباد و دولاب سرازیر می­شد، از میان این خانه­ها می­گذشت. امروزه فقط شنیدن نام­هایی چون «کوچه کلاغ­ها» یا «باغ ننه حبیب» یا «خانه مرحوم حاج آقاحسین پارسا» یا «مکتب­خانه­ی مرحوم احمدی» و ... می­تواند تداعی کننده­ی سرسبزی و طراوت و شادابی درخت­زارهای محله­ی دربریگ بیدگل باشد. این قسمت از شهر، در حال حاضر فرسودگی ناگواری را در خود حس می­کند. محله­ی میرعماد که در طول 40 سال گذشته در حاشیه­ی شرقی محله­ی دربریگ ایجاد شده است، این فرسودگی را البته در ابعاد عمیق­تری مشاهده می­کند. وقتی که در سال 1350 دبستان میرعماد در زمین­های خلوت و کم­سکنه­ی اطراف دربریگ تأسیس شد، گمان بر این بود که زمینه­های رشد و شکوفایی فرهنگی نیز در این محله­ی تازه تأسیس فراهم خواهد شد. ولی چنین نشد. مسؤولین شهر باید روی این موضوع، مطالعه­ای جدّی داشته­ باشند. فرصت­ها به سرعت باد به تهدید تبدیل می­شود...

الآن کمربندی دوبانده­ی شرقی (گلستان) در جوار این محله احداث شده است. مدرسه راهنمایی شهدای هاشمیه در ابتدای این بلوار، دومین دهه­ی فعالیت خود را آغاز کرده است. ساخت و سازهای فراوانی نیز در همان حوالی در حال شکل­گیری است. ورزشگاه بهمن در انتهای کمربندی قرار دارد. زیارتگاه­های امامزاده هاشم و امامزاده حسین با گسترش صحن در حال بازسازی است. کتابخانه­ی شماره 2 (آران وبیدگل) در نزدیکی حسینیه­ی یزلان به زودی افتتاح خواهد شد. مقبره­ی صباحی بیدگلی نماد زیبایی شده است برای هویّت فرهنگی - ادبی شیعه. در حین عبور از کوچه کلاغ­ها، تابلویی را دیدم که نشان می­داد دارالقرآن آسایش نیز قرار است در همین محل احداث گردد. دبستان میرعماد که از سال­های اوّل انقلاب به این سو به عنوان دبستان شهید صالحی شناخته می­شده است، در سال گذشته توسط یک خیّر مدرسه­ساز (آقای عباس معظّمی بیدگلی مقیم آمریکا) به طور صد در صد تخریب و مدرسه­ی مدرن و جدیدی بنام والده­ی خیّر محترم (مرحومه بانو عادله­ فرزانگان) به جای آن ساخته شده است. از محله­ی میرعماد، پایمان را که بیرون بگذاریم، در ضلع شمالی به حاشیه­ی محله­ی شاهزاده علی­اکبر بیدگل می­رسیم. دبستان دوشیفته­ی امام (ره) و مدرسه­ی راهنمایی شهید مصطفی خمینی در همین حاشیه قرار دارد. این مراکز فرهنگی و آموزشی می­تواند نقطه­ی تحوّلی را برای محله­ی میرعماد ایجاد کند. روزگار در ذات خود، ستم­پیشه است. ولی مدیران در هر دوره­ای اگر بخواهند می­توانند از گسترش ستم جلوگیری کنند. مسؤولین باید از ظرفیت­هایی که نام بردم برای بازسازی و آبادانی محله­ی میرعماد بهره بگیرند.

در همان روز یکشنبه 10/6/87 که از آن یاد کردم، اعلامیه­ی مجلس ترحیم بانو طوبی ضیاءالحکما را روی دیوار کوچه­های میرعماد و دربریگ و یزلان و سلمقان دیدم. خانواده­ی ضیاءالحکما یکی از خانواده­های ریشه­دار بیدگل هستند که در 100 سال گذشته اکثراً در همین محله­ها زندگی کرده­اند. و روزگار، آرام آرام، دارد آن­ها را به فراموشی می­سپارد. مگر یکی دو نفر از آنها را که در همین یادداشت از آنها نام خواهم برد.

طوبی را من از بچگی می­شناختم. در دوران طفولیت، یک نوع جانانگی و استواری در شخصیت این بانو
می­دیدم که برایم ایجاد احترام می­کرد. طوبی دختر میرزا محمدتقی ضیاء پزشک معروف دهه­های 20 و 30 بیدگل است. میرزا محمدتقی نیز فرزند شاعر صوفی مسلک دوره­ی قاجاریه، زنده یاد وصّاف بیدگلی است که حقیر در مورد او تا حالا زیاد نوشته است. اخیراً از آقای حسن طاهایی مسئول محترم کتاب­فروشی امور تربیتی آموزش و پرورش شنیده­ام دیوان وصّاف (تدوین محسن نصرت­اله اربابی) مورد توجه جدّی کتابخوانان شهر قرار گرفته است. لذا برای حُسن ختام این مطلب و از باب تفأل به دیوان او مراجعه کردم. قصیده­ی با شکوهی آمد در مدح امیرالمؤمنین علی (ع) وصّاف در آخرین بیت این قصیده چنین می­گوید :

شـها در بیـدگل، وصّاف را از مرحـمت بنگر

نـدارد شافـعی غیر از تو اندر عرصه­ی فردا

منبع:وبلاگ آران وبیدگل ما

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  |