تبليغاتX
آران وبیدگل؟شاید

آران وبیدگل؟شاید

رویدادهای اجتماعی - هنری - فرهنگی و...........آران وبیدگل

موزه

۲۸ اردیبهشت روز جهانی موزه ومیراث فرهنگی

گسترش موزه های دنیا و همکاری همه جانبه ی علمی ، فرهنگی و صنعتی ِ فیمابین ، در جهت دستیابی به اهداف فرهنگی از طریق هماهنگ ساختن اقدامات بین المللی و تدوین برنامه هایی مؤثر است که دارای خطوط اساسی همکاری مشترک و دو جانبه بین مردم و موزه ها در سطح جهانی باشد . بر اساس همین عقیده ، در قطعنامه ی شماره ی پنج ِ دوازدهمین مجمع عمومی کمیته ی بین المللی موزه ها ایکوم ( ICOM) که در 28 مه 1977 میلادی درمسکو برپا شد ، روز 18 مه برابر با 28 اردیبهشت به عنوان روز جهانی موزه ها اعلام شد  و از آن سال در روز یاد شده درهمه ی کشورهای عضو ، مراسمی به مورد اجرا گذاشته می شود.


موزه مردم شناسی پارک شادی آران وبیدگل چند سال قبل افتتاح شدومورد استقبال مردم وگردشگران قرار گرفت . حرکت مثبتی بودکه درصورت معرفی مناسب موزه به مردم بومی بخصوص دانش آموزان وجوانان ومسافران می توانست نقش موثری در شناسایی آثار گذشته وفرهنگ غنی دیار کهن ما ایفا کند . متاسفانه در سال های گذشته بابروز مشکلات ومعضلات جدید مالی و... برای شهرداری این موزه هم فراموش شد. ضمن اینکه بعضی دوستان پیشنهادات خوبی در زمینه تاسیس موزه هایی با استفاده از امکانات موجود در نقاط مختلف شهر ارائه نموده اند که یکی از آنها  موزه سنگ   در جوار بنای یادبود آرامگاه صباحی بیدگلی بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

ازدواج

ازدواج 

    ازدواج ومشکلات مبتلابه آن موضوعی است که درهمه رسانه ها وخانواده ها درخصوص آن صحبت می شود .  چند وقتی است که خبر ازدواج دختران باسنین پایین ۱۲ و۱۳ سال رادر جمع خانواده ومحل کار و...می شنوم . خانواده های این دختران  تاجایی که مطلع می شوم از خانواده های پرجمعیت ومحروم و.... نیستندکه به دلیل فقر ومحرومیت وامثال اینها مجبور باشند دختر خود رادر سن پایین شوهر دهند . واقعا چه عاملی باعث می شود پدر ومادر تنها دختر خود را با سن کم روانه خانه شوهر کند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

معلم

آقای سیف اله نوروز پور معلم بازنشسته  مدتی است که از بیماری رنج می برد . درواقع بسیاری از معلمان بازنشسته همین وضعیت رادارند . دیشب برای دیدار او باجمعی از دوستان به منزلش رفته بودیم . صحبت های اوراشنیدیم. امروز مجددا اورادیدم و باابراز خوشحالی از اینکه اورافراموش نکرده ایم وبه اوسر زده ایم از اینکه مرتب صحبت کرده است عذرخواهی می کرد والبته صحبت کردن او به دلیل سوالاتی بود که دوستان از او داشتندوما هم مشتاق شنیدن . برای من آقای نوروزپورکه هیچگاه معلم من نبوده ودر مدرسه ای هم بااو همکار نبوده ایم و معلم های دیگری که از دوران خردسالی ونوجوانی می شناختم ومعلم من نبودندهمیشه قابل احترام بودند . معلمانی مثل علی ربانی - عباس ربانی -غلامرضا صنعت پور و...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

بهار

چندروزی است که باران بهاری زیبایی وصف ناشدنی رابه شهر کویری آران وبیدگل هدیه کرده است . به قول آقای  عنايتي: امروز باران­های بهاری از آسمان آران و بیدگل، اردیبهشت را فرو می­ریزد. لطافت در هوای شهر موج میزند.  چند روز گذشته سعی کردم  باتمام وجود اين ارديبهشت زيبا رادر حاشیه خیابان های مرکزی آران وبیدگل وکویردر حال رويش و سبزشدن اطراف شهر لمس كنم .

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

به آرامی آغاز به مردن می کنیم...

صبح جمعه   ۴/۲/۸۸ به اتفاق چند نفر از دوستان گرامی در هوای مطلوب اردیبهشت ماه به دشت حامد آباد رفتیم . مطلب ذیل توسط آقای عنایتی در این خصوص نگاشته شده است:

به آرامی آغاز به مردن می­کنیم...             حیدر عنایتی

دیدن برج حامدآباد بیدگل در صبح بویناک چهارم اردیبهشت نمی­توانست برای دوستانی که در کنار آن مشغول صرف ناشتایی بودیم، خوشحال­کننده باشد.برج حامدآباد به شدت روبه ویرانی است. و اگر برای احیای آن اقدامی عاجل صورت نگیرد، بیش از یکی دو سال دیگر نمی­تواند سرپا باقی بماند. عزیزانی مثل مهندس مسعود فرزانگان، مهدی عموزاده، عباس رسول­زاده، بچه­های دوستداران میراث فرهنگی صباحی بیدگلی، آقای هاشمی­تبار، اکبر ستاری، علی ستاری، حسین بیدگلی، عباس علیجان­زاده، مهندس امینیان، مجید فرزادمهر، میثم نمکی، مقداد نمکی، عبدالصمد رحمان، مرتضی محسن­زاده و خیلی از کسانی که حالا اسم آنها در خاطرم نیست، در سال­های اخیر به اشکال مختلف (شعر، ادبیات، مقاله، نقد، گزارش، فیلم، عکس، کتاب و ...) مسئولیت خود را نسبت به حفظ میراث فرهنگی این شهر کهنسال نشان داده و اعتراض خود را نسبت به بی­توجهی مسئولین شهر در برابر عوامل تباه­کننده این برج­ها بلند کرده­اند. ولی تا حالا فایده نداشته است.

برج حامدآباد، عروس خوش­خرام دشت­های آران و بیدگل است. در نزدیکی آن، برج مجدآباد یک شعر بلند عاشقانه است. چرا باید اجازه بدهیم از میان بروند. اماکنی که به عنوان مسجد یا گُنّبیه در دشت­های عالی­آباد و دولاب و به عنوان «عمارت» در دشت کِلتی و یا قلعه تقی­آباد، هنوز آثاری از آنها باقی مانده است، روزگاران دور و درازی را برای ما حکایت می­کنند. هنوز می­توان صدای کاروانیان جاده ابریشم را در کنار آنها شنید. اکنون که جاده­های کمربندی و کنار گذر از نزدیک این دشت­ها می­گذرد، احیای این آثار می­تواند چشم­انداز نوینی برای منطقه ایجاد کند. هزینه چندان بالایی هم نمی­برد. ما باید میراث فرهنگی را تحت­فشار قرار بدهیم. شهرداری و شورای شهر و حتی جهاد کشاورزی را می­توان برای این کار ترغیب کرد. از رعیت بیچاره کاری ساخته نیست. ما خودمان باید وارد عمل شویم. پاپلو نرودا شاعر مکزیکی در یکی از شعرهایش می­گوید: تو به آرامی آغاز به مردن می­کنی/ اگر از شور و حرارت/ از احساسات سرکش/ و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی­دارد و ضربان قلبت را تندتر می­کند، دوری کنی...

و اما بعد...

آقای حشمت­ا... اعظمیان سربلوک دشت حامدآباد است. خانواده او روزگاری از ملّاکین دشت بودند. او که همه عمرش را در کنار این برج سپری کرده است، در صبح چهارم اردیبهشت با دیدن ما (مهدی عموزاده، اکبرآقا ستاری، حسین بیدگلی، مهندس محمدجواد ستاری و حیدر عنایتی) خوشحال شد. امیدوارم در دیدار بعدی، او را خوشحال­تر ببینیم.

 

برج همتا باد بیدگل by you.

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  |