تبليغاتX
آران وبیدگل؟شاید

آران وبیدگل؟شاید

رویدادهای اجتماعی - هنری - فرهنگی و...........آران وبیدگل

بیمارستان میلاد

 

امروز گذارم به بیمارستان میلاد کاشان افتاد.درورودی بیمارستان که بیشتر شبیه لابی میهمانپذیرهای شیک وهتل های چند ستاره است درانتظار نشسته بودم و از پشت شیشیه های سالن انتظارنوشته های روی کاشیهای خوشرنگ ساختمان رادیولوژی زایشگاه کاشان که روبروی این بیمارستان است را می خواندم : (این ساختمان از محل در آمد های شرکت ریسندگی وبافندگی کاشان به منظور رفاه حال مردم احداث شده است )ودر حال خواندن این تابلو کاشی کاری زیبا اسامی بیمارستان های نقوی - متینی - اخوان -گلابچی و....از فکرم گذشت.

تعدادی پزشک متخصص اقدام به احداث بیمارستان خصوصی میلاد نموده اند . ولابد برای رفاه مردم مثل بیمارستان های فوق که اسامی افراد خیروموسس آن روی بیمارستان مانده است . وبعد برای اینکه بیشتر به مردم خدمت کنند در بیمارستان های دولتی فقط بیماران راویزیت می کنند و عمل جراحی انجام نمی دهندودر صورت نیازبیماران به عمل جراحی و... برای آنکه بیشتر به آنها خدمت کنند از آنها دعوت می کنند که به بیمارستان میلاد منتقل شوندتادر آنجا مورد عمل جراحی قرار گیرند . مبارک است. کاشان هم صاحب بیمارستان خصوصی است.عده ای باید پول های باد آورده رادر جایی هزینه کنند وبقیه مردم هم از روی اجباربه بیمارستان مراجعه می کنند. برای عده ای بستری شدن خود وبستگانشان در این بیمارستان یک نوع کلاس است . و.....

و مردم همچنان متعجب که چطور شهرداری کاشان اجازه احداث بیمارستان وساختمان پزشکان وکلینیک های مختلف رادر نزدیکی چهارراه معروف کاشان می دهد که  یک وسیله نقلیه نمی تواند حتی برای لحظه ای در حاشیه خیابان هایش توقف کند تا بیمار ویامصدومش از اتومبیل پیاده شود وبه داخل یکی از این ساختمانها برود.

یادمرحوم نوریان به خیر که سال های قبل از پیروزی انقلاب قطعه زمین بسیار بزرگ ومناسبی رادر حاشیه جاده قدیم آران وبیدگل به کاشان برای احداث بیمارستان وقف کرد وبعداز سال هاقسمتی اززمین تغییر کاربری داده وفروخته شد تا با فروش آنها ساختمان اداری شبکه بهداشت ودرمان آران وبیدگل پابگیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

ویژه شمال استان اصفهان

آرمان روابط عمومی - آرمان - توسعه-و..... ویژه شمال استان اصفهان

آقای محمددهقانی آرانی روزنامه نگار باسابقه کیهان پس از دوران بازنشستگی دلش هوای دیار مادری کرده وباتاسیس دفتر مطبوعاتی یکی دوسالی است باانتشار ویژه نامه های شمال استان اصفهان (باعناوین فوق ) روزگار می گذراند . شماره جدید ویژه نامه که باعنوان آرمان روابط عمومی به تاریخ ۲۴/۷/۸۶ منتشر شده است تقریبایک رپرتاژ آگهی از فعالیت های اقتصادی وورزشی بچه محل های آقای دهقانی است . البته اگر یکی دومطلب قابل اعتنا از نویسندگانی همچون آقایان حیدر عنایتی وعباس اسلامی نژادوچند خبر کوتاه دیگر رادر نظر نگیریم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

پلیس - گشت نامحسوس

طرح های ویژه پلیس راهنمایی ورانندگی برای کنترل رفت وآمد اتومبیل ها وموتورسیکلت ها بعضا با عکس العمل های متعدد مردم روبرو می شود . بسیاری از مردم( که خودم هم جزو این گروه هستم) از فعالیت پلیس راهنمایی ورانندگی برای کنترل سرعت اتومبیل هاوبستن کمر بند ایمنی و....رضایت نسبی دارند .بخصوص از فیلم هایی که از فعالیت پلیس راه در جاده ها پخش می شود.اما ماجرای موتورسیکلت ها فرق می کند.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی کاشان چند روز پیش در مصاحبه ای اعلام کرد که در ماه ۶۵۰ نفر براثر حوادث ناشی از تصادفات موتور سیکلت ها در بیمارستان بهشتی کاشان بستری می شوند وآمار دقیقی از کشته شدگان ناشی از حوادث موتور سیکلت ها ارائه نکرد.امااین دلیل نمی شود که پلیس راه کاشان -قم یاهرجای دیگر ابتدای جاده آران وبیدگل ( بعداز پل کارگر) رامحلی برای توقیف موتورسیکلت هایی بکند که صبح ها ویابعداز ظهر برای کارهای شخصی وروزمره از آران وبیدگل به کاشان رفت وآمد می کنند.

کنترل موتور سوارها هم خوب است بخصوص موتورسواران مزاحمی که خیابان هاوپیاده روهای شهرها راجولانگاه خودکرده وباپیست مسابقه اشتباه گرفته اند.اما چراباید موتور هایی که درجاده توقیف می شوند به پارکینگ هایی در ناجی اباد ویاجاهای دیگر کاشان منتقل شود وباعث نارضایتی واتلاف وقت مردم آران وبیدگل شود . اگر جاده آران وبیدگل تا خیابان کارگر در محدوده فعالیت راهنمایی ورانندگی آران وبیدگل است که باید به مسائل آن نیز در این شهر رسیدگی شود واگر نیست به چه دلیل شهرداری به خود اجازه داده تا پشت خانه های خیابان کارگر کاشان راچراغ بزند ودرختکاری وگلکاری کندو...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

هفت گانه هشتم

 

  1. عيد فطر پايان يك ماه روزه داري وعبادت است واين عيد درآران وبيدگل متفاوت از ديگر نقاط ايران است . مردم آران وبيدگل  روز عيد فطررابا درگذشتگان واموات خود پيوند زده اند.
  2.  تقسيم ساعات آب كشاورزي در دشتهاي حاشيه شمالي آران وبيدگل بين كشاورزان جزو برنامه هايي است كه ارزش يك بار حضوردرجمع كشاورزان رادارد .
  3. درزمانه اي كه كشاورزي سنتي آران وبيدگل روبه زوال است وباغ هاي پسته مسير جاده ابوزيد آباد رابه خود اختصاص داده است جاي كشت مكانيزه وصنعتي تنباكو ( محصول ويژه دشت مجدآباد) كه در دخانيات جايگاه ويژه واسم ورسمي براي خوددارد خالي است. اين مطلب رادوستداران قليان بهتر مي دانند.
  4. (تضمين استرداداصل وديعه به صورت عندالمطالبه در حساب هاي قرض الحسنه)

        خوب شد اعراب درايران ماندني نشدند وگرنه معلوم نبود كه درجمله بالا وهمچنين اسامي  مردم وشهرها وخيابان هايمان به جز اسامي وواژه هاي رايج فعلي چه واژه هاي عربي ديگري يافت مي شد.

  1. بازهم درگيري وحوادث ناشي از مسابقات فوتسال. چهارشنبه شب درپايان مسابقه فوتسال تيم هاي سپاهان وانقلاب اتفاقات ناخوشايندي روي داد . وبلاگ فوتبال آران وبیدگل راببينيد.
  2. وسعت شهر آران وبيدگل همچنان در حال گسترش است .اميدواريم باتغيير كاربري اراضي دشت معین آباد از كشاورزي به مسكوني قيمت زمين حداقل براي مدتي درآن بخش از شهر كمي راكد بماند.
  3.  آرمان درشماره جديد خودهفت گانه قبلي اين وبلاگ رادر نشريه به صورت كامل درج كرد. براي نشريه آرمان وديگر نشريات محلي آرزوي توفيق دارم. مدتي است ازنشريه( جوان كوير)ارگان دانشجویان آران وبیدگل خبري نيست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

احمدرضاعابدزاده ........

امروز دوشنبه 16/7/86 احمد رضا عابدزاده دروازه بان دوست داشتني سال هاي گذشته تيم ملي فوتبال ايران ميهمان ویژه فوتبال آران وبيدگل است وقرار است امشب در سالن ورزشي شهداي فرهنگي حاضر شود ومسابقات فوتسال آران وبيدگل رانظاره كند.

طي سال هاي گذشته نام هاي آشناي زيادي از قهرمانان فعلي وگذشته ايران ميهمان ورزش آران وبيدگل بوده اند .علي دايي- حسين رضازاده يوسف كرمي هادي ساعي و...

حضور اين چهره هادر شهر بسيار خوب است . جوان ها دوست دارند بزرگتر ها خودي نشان مي دهند . مسئولين عكس يادگاري باچهره هاي محبوب مي گيرند و...

اما .... آياورزش آران وبيدگل توانسته است از حضور اين چهره ها ي نامي براي پيشرفت خود استفاده كند يانه .

سال هاي نه چندان دور كه فوتبال آران وبيدگل براي خود در استان اصفهان اسم ورسمي داشت بازار دعوت از تيم هاي مطرح تهراني استقلال وپرسپوليس وشاهين وحتي تيم هاي اصفهاني مثل ذوب آهن  وتيم هاي كاشان داغ بود وحضور آنها در شهر باعث جذب تماشاگران وبالارفتن كيفيت فوتبال مي شد . اما به دليل شرايط خاص آن زمان استفاده كافي از اين مراودات نشد .

پيشنهاد علاقمندان به ورزش اين است : همانطور كه اين چهره ها ي مطرح ومحبوب رابه شهر دعوت مي كنيد بر اي حضور مسئولين درجه اول ورزش كشور نيز برنامه ريزي كنيد تاديگر آقاي علي آبادي شخص اول ورزش كشوركه امسال 2 بار به كاشان آمد به قمصرهم سفركرد- آران وبيدگل رافراموش نكند .

همين امكانات محدودي كه براي ورزش در آران وبيدگل وجوددارد حاصل تلاش جمعي از خون دلخورده هاي قديمي ورزش آران وبيدگل است كه باايجاد ارتباط بامسئولين محلي وخيرين پاي آنها رابه ورزش باز كرده اند.كاري بكنيم كه مسئولين ما در ميادين ورزش همواره حضور داشته باشند نه فقط وقتي آقاي رضازاده وعلي دايي وهادي ساعي وو.... مي آيند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

خرافه - اعتقاد....

نقل است در حمله سلطان محمود غزنوی به هندوستان سربازان ايراني با معبدي روبرو شدند كه تنديسي از يك خداي مورد پرستش بوميان در ميان زمين وآسمان بدون قرارگرفتن برتكيه گاه ويامتصل بودن به طناب وزنجير وريسماني  معلق است واين نكته باعث جلب اعتقادمردم محلي شده بود وتعجب ايراني هاي مهاجم رابرانگيخت ( هرچند مسئولين ما مي گويند در طول تاريخ ايران به هيچ كشوري حمله نكرده  وهميشه از خود دفاع كرده است). گره كار سرانجام به دست يك دانشمند ايراني (ابوریحان بیرونی) باتخریب قسمتی از دیواره گنبدی معبد حل شد . جاذبه مغناطيسي ديواره هاي معبد وفلزي بودن شي وقرارگرفتن آن بامحاسبات دقيق باعث شده بود شي مذكور در بين زمين وآسمان معلق بماندومردم ساده دل هم كه خبري از ماجرانداشتند آن راكاري در حد خدايي وپرستش قلمدادكرده بودند.

وبلاگ  بيدارشهر  مطلبي رادرخصوص خرافه پرستي وموهومات ورواج آن در جامعه امروزي ايران آورده است. ماجرايي راكه شب گذشته در يك از امامزاده هاي متعدد آران وبيدگل روي داد برايتان بازگو مي كنم وهيچ قضاوتي هم درمورد آن ندارم:

دوقطعه اسكناس از نذورات مردم به داخل ضريح امامزاده انداخته مي شود امادر بين راه وقبل از رسيدن به زمين درفضا به صورت عجيبي معلق مي ماند . اين امر باعث جلب توجه حاضرين مي شود وخبر توسط افراد حاضر وعلاقمند به امامزاده به عنوان امري خارق العاده  منتشر مي شود . شب ۲۱ ماه رمضان وشب زنده داران در مسجد مجاور امامزاده به عبادت ودعا وشب زنده داري مشغولند ومتوجه ماجرا مي شوند . گروه گروه به امامزاده مراجعه مي كنند بازار عكس گرفتن وتعريف كردن ماجرا گرم مي شود .نزديك است كه اين خبر به عنوان يك اتفاق عجيب ودر حد معجزه به ديگر مساجد شهرنيز انعكاس داده شودكه رمزاتفاق توسط يكي از حضار كشف مي شود .عنكبوتي كه به داخل ضريح امامزاده رخنه كرده بود تارهاي ظريف ونامريي خود رادر داخل ضريح تنيده واين تارها از ديد حاضران دورمانده بود وهمين تارهاي نازك اسكناس ها رادر خود نگهداشته ومانع افتادن آنها به سطح زمين شده بود . به همين سادگي ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

علي (ع)

Image hosted by allyoucanupload.com

پرچم هاي قرمز وسياهي كه ازروي پل خيابان كارگر كاشان تا ميدان ورودي شهر آران وبيدگل در اهتزاز است منظره بديعي رابوجود آورده است .

دوامامزاده هلال وهاشم فرزندان حضرت علي (ع) در يك شهر ومدفون در فاصله تقريبا ۳ كيلومتري از يك ديگر....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

دولت الکترونیک

ازخودپردازبانک ملت شروع کردم بعد بانک تجارت روبروی مصلای نماز جمعه - خودپردازبانک صادرات مقصدبعدی بودوبعد بانک سپه وخوشبختانه یکی ازدوستان رادر آنجا ملاقات کردم که مسیری متفاوت راطی کرده بود ومرااز از رفتن به دیگر بانک ها جهت دریافت مقداری وجه نقدبازداشت .

یک وجه مشترک در مانیتورهمه خودپرداز هاوجود داشت: گزینه دریافت وجه فعال نبود

این خبر دولت الکترونیک هم سراب خوبی است یعنی مثل همان سرابی است که درپست قبلی نوشته نشریه صادق رادر موردش آورده بودم.

در شهرستان آران وبیدگل دهها بانک فعالیت می کنند . از این میان تعداد محدودی خودپرداز دارند که فکر کنم تعداد آنها به ۱۰ عددهم نمی رسد وهمه آنها هم درشهر آران وبیدگل است . یعنی شهرهای ابوزیدآباد ونوش آباد وسفیدشهرحتی یک باجه خودپرداز هم ندارند وکارمندان ودارندگان کارت های اعتباری آن شهرها ودیگرروستاها برای دریافت وجه باید به آران وبیدگل ویاکاشان مراجعه کنند.

بانک کشاورزی چندین نوع کارت راتبلیغ می کند ازنوجوان ومهر وجوان و... وبیشترین تعداد شعبه رادر سطح شهرستان دارداماحتی شعبه مرکزی آن نیز خودپرداز ندارد.شنیده ایم درشعبه های بانک هایی که خودپرداز دارندچندکارمند بابت استقرار آن اضافه کار می گیرند .

شاید یکی از دلایلی که مردم هنوز هم عادت دارند برای کارهای تجاری وخرید وسفر پول نقد همراه داشته باشند همین باشد . کمتر فروشگاه ویا مرکز خریدی از شما چک مسافرتی قبول می کند مردم اعتماد نمی کنند کارت اعتباری خود رابه هرفروشگاهی جهت کسر مبلغ خرید تحویل دهند و....

اینجامی توانید مقایسه سرعت اینترنت در ایران وسایر کشورهای جهان راببینید.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

صدای پای سراب

     برخی خبرها مثل سراب  می ماند ازدور بسیار جذاب است اماوقتی نزدیک شد اثری از آن پیدانیست مثل داستان کشف سبک ترین نفت دنیا در آران وبیدگل ویاموضوع انتقال آب آشامیدنی از سرشاخه های زاینده رود.خبرها حکایت از آن دارد ۱۱۰۰لیتر آب آشامیدنی به شهرهای کاشان وآران وبیدگل اختصاص داردکه از این میزان سهم اران وبیدگل فقط ۱۰۰ لیتر است.شهرستان کاشان ۳۰۰۰۰۰نفر جمعیت دارد که از این میزان ۲۱۰۰۰۰نفرساکن شهر کاشان هتند . آران وبیدگل هم ۹۵۰۰۰نفر جمعیت دارد که ۶۰۰۰۰نفر آن ساکن مرکز شهرستان هستند .یعنی جمعیت شهرکاشان ۳برابر ونیم ماست. امامتاسفانه سهم آب آن ۱۰ برابر. در صورتی که قواعد مهرورزی وعدالت رادراین روندسهیم کنیم باید ۳۰۰ لیتر به آران وبیدگل اختصاص یابد. امانکته دیگر آن است که متاسفانه سهم آب آران وبیدگل ابتدا به کاشان می رود واز آنجا ودر صورت اجازه به آران وبیدگل می رسد. در حال حاضر ۲۵ لیتر درثانیه آب زاینده رود وارد شبکه آران وبیدگل شده ومابقی آن در شبکه کاشان توزیع می شود. 

صادق

یازدهمین شماره نشریه صادق (مهر۸۶) بامطالب متنوعی درخصوص آران وبیدگل منتشر شده است . بی برنامه گی فرهنگی -اتاق صنعت ومعدن ونقش آن در صادرات - گزارش های اجتماعی فرهنگی ورزشی واخبارشهر ازجمله مطالب این شماره صادق است .مطلب صدای پای سراب از صفحه چهارم این نشریه انتخاب وبدون تغییر دربالا درج شده است.

برای دست اندرکاران این نشریه آرزوی توفیق داریم.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

حمید سبزواری وهمایش شعر دفاع مقدس آران وبیدگل

سه شنبه گذشته همایش شعر دفاع مقدس باحضور جمعی از شاعران وعلاقمندان به شعر وادب آران وبیدگل - کاشان وآقای حمید سبزواری درتالار اندیشه برگزار شد.ادامه مطلب به معرفی این شاعر اختصاص دارد.

 

نگاهي به حيات و شعر حميد سبزواري

دردي است كه اهل درد را نشناسند...

تاريخ ادبيات شيعه، سرشار از آفرينشگراني جان بركف و دار بر دوش است كه هر يك فصلي درخشان و سبز از شعر انقلاب و مقاومت را جان بخشيده و بر درخت كهنسال ادب فارسي شكوفه‌ها رويانيده‌اند.

در تداوم شعر شيعه ـ شعر توفندگي و ستم‌ستيزي ـ ؛ از ابتداي شروع مبارزات مردم ايران عليه استبداد و آغازين روزهاي نهضت، شاعران متعهد پيام نهضت را بر بالِ مرغ تيز‌پرواز شعر بستند و كبوتر قيام را بر دوردست‌هايي از اعماق انسانها پرواز دادند.

خط هر انديشه كه پيوسته شد

بر پرِ مرغان سخن بسته شد                        «نظامي»

شعر دوران انقلاب، بخش برجسته‌اي از اصيل‌ترين و صادقانه‌ترين شعر همة دوران تاريخ ادب ايران به شمار مي‌رود. اين برهه از ادبيات ايران، در ميان همه مقاطع تاريخ ادب فارسي، به طور كامل در راستاي آرمان‌ها و هدف‌هاي والاي انساني در حركت بوده و سخنگويي احساسات و افكار ملتي را برعهده داشته كه شاعر از آن تبار برخاسته است.

در ميان شاعران انقلاب اسلامي، برخي از چهره‌ها در تمام فراز و فرودهاي سال‌هاي مبارزه و رويارويي با جريانات مخالف و سال‌هاي دفاع مقدس همراه با انقلاب قلم زده‌اند كه در اين ميان نام  « حميد سبزواري» از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. مقام معظم رهبري در مقدمة ديوان شعر حميد سبزواري او را چنين مي‌شناسانند: « شاعر گرامي ما، آقاي حميد سبزواري از پيشكسوتان و پيشروان اين راه است. زبان فاخر در شعر حميد، با مضمون انقلابي و مكتبي، آميزه‌اي مطلوب و ارزنده پديد آورده و مجموعه شعر او در ديوان معاصر فارسي، فصل رغبت‌انگيز و شايسته‌اي گشوده است».

اينك ضمن پاسداشت مقام ادبي حميد سبزواري به مناسبت انتشار مجموعة «حالِ اهل درد» كه مروري بر خاطرات و اشعار استاد حميد سبزواري است و از سوي مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده، نيم نگاهي به حيات و شعر اين شاعر پيشكسوت انقلاب داريم.

■■■

حسين ممتحني متخلص به «حميد» و معروف به « حميد سبزواري» به سال 1304 خورشيدي در سبزوار متولد شد.

نوجواني حميد كه همزمان با «دين ستيزي پهلوي اول» بود، شعرهاي آن دوران او را به سمت و سوي «ترويج فرهنگ اسلامي» ، هدايت مي‌كرد و او از نخستين سال‌هاي شاعري «شعر تعهّد» را سرلوحه كارهاي ادبي‌اش قرار داده بود.

محيط اجتماعي سبزوار كه خاستگاه ديرين تشيع در ايران اسلامي است، به همراه تربيت‌هاي معنوي پدر، حميد سبزواري را وارد مبارزات ضدشاهنشاهي كرد و حيات پرفراز و نشيبي براي او رقم زد.

حميدسبزواري در اداره فرهنگ سبزوار مشغول به كار مي‌شود و در پنهان، فعاليت‌هاي سياسي‌اش را پي‌مي‌گيرد.

در جريان كودتاي 28 مرداد و تلاش حميد در مبارزه عليه نظام پهلوي، از اداره فرهنگ اخراج و سالها بعد، به طريقي در يكي از بانك‌هاي سبزوار مشغول خدمت مي‌شود.

پس از جريان 28 مرداد، حميد شعر خود را درخدمت مبارزه و ستم‌ستيزي مي‌نهد و علناً به سرودن اشعار ضدپهلوي اقدام مي‌كند. از رهگذر همين اشعار بود كه با بزرگاني چون آيت الله طالقاني، دكتر شريعتي ، فخرالدين حجازي و ... آشنا مي‌شود.

حميدسبزواري از همان اوان نهضت، اشعاري در تحريض مردم به انقلاب مي‌سرود، لكن بواسطه خفقان شديد و سانسور پهلوي، به سائقه شعر ديرپاي مقاومت، حميد نيز اشعار خود را در زبان رمز و استعاره مي‌سرود:

مرا كه يار نباشد، بهار را چه كنم

بهار، بي‌گل روي نگار را چه كنم

اميد بود كه با نوبهار بازآيي

ملامت دلِ اميدوار را چه كنم...

با وجود اين، درپي تشديد مبارزات مردمي، حميد، زبان رمز را كنار گذاشت و به طور صريح، از امام خميني سخن راند:

بنازم بر آن پير و فكر جوانش

كه عاجز بود خامه از داستانش

چه بحري است يارب كه نتوان رسيدن

به صد موج انديشه بريك كرانش...

نباشد «محمد» وليكن زنسبت

بود پاك فرزندي از خاندانش

نباشد امام زمان، ليك خوانم

در ايام غيبت ، امام زمانش

«امام خميني» كه خوي حسيني

هويداست از چهرة پرتوانش

به پيكار در، با يزيد زمانه

نه پرواي تيغش، نه بيم سنانش

حميد سبزواري كه سالها بود در فراق امام و حسرت ديدار ايشان مي‌سوخت، در پي شهادت استاد مطهري و سرودن شعر معروف «اي مجاهد، شهيد مطهر» به محضر امام خميني شرفياب مي‌شود.

خود در اين باره مي‌گويد:

«بعد ازاين سرود به محضر مقدس امام (ره) دعوت شدم واز حضور ايشان بهره‌مند و دست آن بزرگوار را بوسيدم ... هيبت حضرت امام مرا گنگ كرد. فقط نگاه كردم. امام متوجه شدند و خنديدند. خدا رحمت‌شان كند...»

پس از انقلاب ، حميد سبزواري بارها در كنار مقام معظم رهبري و عمدتاً در محافل ادبي فعاليت مي‌كرد. سبزواري آشنايي خود با رهبر معظم انقلاب را مربوط به سال‌هاي جواني و سفر رهبر به سبزوار براي تحريض مردم به انقلاب مي‌داند. در دهه‌هاي چهل و پنجاه نيز در محافل ادبي مشهد، به حضور مقام معظم رهبري مي‌رسيده است.

سبزواري شايد تنها شاعر خوش‌اقبالي باشد كه ديوان شعر او با مقدمه‌اي از رهبر معظم انقلاب آغاز مي‌شود. جريان مقدمه نويسي از زبان سبزواري چنين است: «يك روز در خدمت حاج آقا (مقام معظم رهبري) بودم. فرمودند: «آقا حميد چرا كارهايتان را چاپ نمي‌كنيد؟!» به شوخي عرض كردم: «آقا منتظرم شما مقدمه‌اي بنويسيد» ايشان هم به طور جدي فرمودند: «من براي هيچ كس اين كار را نكرده‌ام، ولي براي شما اين كار را انجام خواهم داد.»

پس از رحلت امام و انتخاب مقام معظم رهبري به رهبري نظام، سبزواري شعر بلند و معروف «به جاي امام» را سرود:

اي ثناي توام، ثناي امام

با ولاي توام، ولاي امام

خلف الصدق آن بزرگي و هست

عزم و راي تو، عزم وراي امام...

تا كه راه امام گم نشود

حق گزيده تو را براي امام

هر كه را ديده خرد باز است

نشمارد تو را سواي امام

مي‌ستايد تو را به فضل و كمال

مي‌نشاند تو را به جاي امام

با شروع دفاع مقدس ، حميد سبزواري بارها لباس رزم پوشيد و در كنار رزمندگان و سنگرهاي خاكي جبهه‌هاي نبرد بيتوته كرد.

خرمشهر كه آزاد شد، سرود جاودانه «خجسته باد اين پيروزي» را سرود كه هنوز برزبان مردم جاري است.

حميد سبزواري كه علاقه ويژه‌اي به قالب قصيده دارد، اشعار پرشكوه ناصر خسرو قبادياني در حكمت و موعظه را بسيار مي‌پسندد. در غزل نيز «بيدل» را «شاعري توانا» و «ناشناخته» مي‌داند كه تأثيري شگرف از او داشته است.

پايان بخش مقاله خود را به غزل «بازسازي وطن» از آخرين سروده‌هاي حميد سبزواي اختصاص مي‌دهيم:

 

بازسازي

بهار را دل من پرترانه مي‌خواهد

براي خنده، لب من بهانه مي‌خواهد

به بازسازي ميهن، بيا كمر بنديم

كه عندليب چمن، آب و دانه مي‌خواهد

نهال نهضت ما، تا گل آورد به چمن

فراغتي ـ كه برآرد جوانه ـ مي‌خواهد

زبان زنغمة بيگانگي ببند اي دوست

كه بزم ما سخنِ دوستانه مي‌خواهد

فريب حيلة دشمن مخور كه آن مكّار

بهانه‌اي پي‌تاراجِ خانه مي‌خواهد

زفكر تفرقه پرهيز كن كه اهريمن

فناي ملت ما ، زين ميانه مي‌خواهد

از اين طليعه كه لرزد زبام شرق «حميد»

تداوم سحري شادمانه مي‌خواهد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

این روزها

در شهرهاي مركزي ايران برنامه زندگي مردم در ماه رمضان  به گونه عجيبي تغيير مي كند.ساعات خواب استراحت كار ميهماني ورزش تفريح وبرنامه هايي مثل مسجد و افطار وقرائت قرآن و...

آران وبيدگل هم از اين تغييرات بي بهره نيست وشايد اين تحول در زندگي ظاهري مردم بيش از جاهاي ديگر به چشم بيايد . صداي درهم بلندگوها ي مساجد بخصوص در موقع اذان صبح ومغرب شلوغي صف نانوايي ها بخصوص از نوع بربري رونق بازارسبزي وميوه  و زولبيا وباميه افطاري هاي نذري تهیه کادوی نیمه ماه رمضان براي نوعروس ها وهمچنين مراسم تغيير يافته شب نيمه ماه رمضان در اران وبيدگل ( كه وضعيت ناجوري پيداكرده) و.....

جشن وچراغاني هم كه اين روزها در اطراف سبزه ميدان براي ميلاد امام حسن مجتبي(ع)  مي بينيم در نوع خود عجيب است .

بازار فوتبال گل كوچك هم گرم است هرچند به داغي گذشته نيست . راستي بالاخره درهاي سالن شهداي ورزشكار به روي ورزشكاران بازشد ومسابقات فوتسال ماه رمضان در حال برگزاري است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  |