تبليغاتX
آران وبیدگل؟شاید

آران وبیدگل؟شاید

رویدادهای اجتماعی - هنری - فرهنگی و...........آران وبیدگل

جای خالی سرویس بلاگفادرنمایشگاه نرم افزاری تهران

 

دیدن به اندازه واقعی

قسمت شد از نمایشگاه عرضه محصولات دیجیتالی که در محل نمایشگاههای بین المللی (البته سابق)تهران برگزار شده بوددیدن کنیم اماجایتان خالی (که چه عرض کنم) فقط زرق وبرق ظاهری بود وقیمت های بالای محصولاتی که بیرون از نمایشگاه خیلی ارزانتر می شود تهیه کرد.

امانکته مهم برای من غرفه خبرگزاری هاوشرکت های مختلفی بودکه امکانات وبلاگ نویسی در اختیار مردم قرار می دهند.ودرراس آنها پرشین بلاگ وبلاگفا.

 پرشین بلاگ که  خیلی مختصر بود وبلاگفا هم فقط تابلویش نصب بود امابقیه سرویس ها (چقدرهم ماشالله زیاد شده انداین ابزار نوین تبلیغاتی....)بسیار فعال وپراز مهمانان داخلی وخارجی.........

تاظهر ماندیم وچندتاکارگاه آموزشی هم فقط نگاه کردیم وصبرنکردیم تاجلسه پرسش وپاسخ مسعودده نمکی وفاطمه رجبی........

به جای آن رفتیم مجتمع کامپیوتر پایتخت ومقداری از فن آوری های جدید دیجیتالی راحداقل بیرون از نمایشگاه دیدیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

کانون شهیدبنی طبا-بهار 86

تقدیم به آقایان رحمن ومهدی عباسیان (کانون هنری مهرگان)

مراسم پایانی نمایشگاه نقاشی کودکان واجرای موسیقی ارف درمحل کانون که تعدادی از مدعوین چون در سالن جای کافی نبود بیرون نشستند ومراسم رااز طریق تلویزیون تماشاکردند

دیدن به اندازه واقعی

این هم نمایشگاه که قبلا برگزارشده بود

البته ببخشید که کیفیت ندارد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

آرامگاه مولانا صباحی بیدگلی

آخرین عکس بنای یادبود آرامگاه مولانا صباحی بیدگلی برمزار وی

دیدن به اندازه واقعی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

فرهنگ سرا یادفتر شهرک صنعتی

عکس ازساختمان فرهنگ سرای پارک شادی آران وبیدگل که ظاهرابه جای دفتر شهرک صنعتی هلال از آن استفاده می شود.

کدام واجب تراست؟ 

دیدن به اندازه واقعی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

مسجدقدیمی حاج عبدالصمد-آران وبیدگل

این مسجد تاریخی وقدیمی حاج عبدالصمد واقع درخیابان سلمقان است.

عکس های قبلی رااز پشت بام این مسجد گرفته بودیم

البته مسجددر۲طبقه است وطبقه زیر مسجد بسیار دیدنی است که متاسفانه عکس هایی که گرفته بودیم خوب نشد ساختمان جدید مسجد درقسمت جنوبی آن احداث شده که دراین عکس پیدانیست  واین نمای شمالی آن است

 درداخل مسجد درب چوبی وقدیمی آن که قدمت چند صدساله دارد درمحلی مناسب نگهداری می شود وبسیار زیباست.

دیدن به اندازه واقعی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

آران وبیدگل - شهرگنبدها گلدسته ها

گنبد طلایی حسینیه دهنووگنبد نقره یی حسینیه چهار سوق درنزدیکی هم

البته برای اینکه درصفحه اصلی مشخص باشد این عکس رادراین صفحه قراردادم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

یک نمای نزدیک ترازمسجد صاحب الزمان

دیدن به اندازه واقعی

برج تاریخی وجذاب دشت مجدآبادطرف چپ گنبد مشخص است

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

شهرگنبد وگلدسته

آستان مقدس امامزاده هلال بن علی (ع) - گنبد ومناره های متعدد آن باکمی دقت در عکس مشخص است چون عکس از فاصله تقریبا دوری گرفته شده یک کم باید دقت کرد

گنبد نزدیک تروناتمام مربوط است به مسجدی به نام مهدیه واقع در مسلم آباد انتهای خیابان نواب صفوی

دیدن به اندازه واقعی

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

مسجدصاحب الزمان(عج)بیدگل

گنبدمسجد صاحب الزمان ومناظر اطراف

دوردست بندریگ یاهمان (سنبک ) به خوبی مشخص است.

دیدن به اندازه واقعی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

به مناسبت روز ملي خليج فارس

 

 

 

 

 

 

 

خليج فارس، نامي افتخار آميز و ماندگار بر تارك نقشه ايران

سال گذشته، در چنين روزي۱۰ اردیبهشت ايرانيان نامي را بر روز شمار تاريخ خود حك كردند كه اين نام از گذشته‌هاي دور بر قلب هايشان حك شده و مايه غرور و افتخار آنان بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

مسابقه

اين يكي راديگر نمي توانيد حدس بزنيد

اگرجواب صحيح داديد من يك كادوي خوب برايتان دارم

دیدن به اندازه واقعی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

شهرگنبدها وگلدسته ها

يزد شهربادگيرهاست. واقعا هم شهر بادگيرهاست .من بافت قديم يزد رااز نزديك ديده ام وشباهت هاي بيشمار آن راباآران وبيدگل تقريبا سه دهه قبل مي توانم حس كنم

ولي اين شهر گلدسته ها وگنبدها(يعني آران وبيدگل) راديگران بايد نظر بدهند.

نايين را شهر ۷۲ مسجد مي گويند ولي من فكر كنم اگر تعدادمساجد شهر خودمان راشماره كنيم ..........نمي دانم من تاحالا نشمرده ام ولي دارم سعي مي كنم نشاني گنبدها وگلدسته ها راياد بگيرم تابتوانم از نزديك آنها راببينم.

دیدن به اندازه واقعی

حسينيه فخارخانه بيدگل باگلدسته هاي طلايي اش - دورتر گلدسته هاي زيارت تازه درمحله آبپخش -ودورترگنبد زيارتي در سرمحله آران ودرطرف راست گلدسته هاي زيارت محله بازارآران

(البته اسامي مكان هاراباكمك دوستان كه آشنايي داشته اند نوشته ام)

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

مسجد تاریخی نقشینه دربافت قدیم آران وبیدگل -

 

مسجدنقشينه: اين مسجد در داخل شهر و با وسعت 1000 متر مربع د رمحل درب مختص آباد قرار دارد اين مسجد كه به مسجد حاج قاسم نيز معروف مي باشد از بناهاي دوره سلجوقي است كه د ردوره صفويه گسترش يافته و بخشي از تزئينات ان مربوط به اوايل دوره قاجار است . در ايوان اين مسجد كتيبه خط ثلث با رقم محمد بيدگلي مورخ سال 1215ه ق وجود دارد. سي پاره كلام اله مجيد خطي كه هر كدام از آنها را يك نفر از زنهاي ساكن در اين محله در سال 1192 ه. ق وقف كرده اند. اين مسجد يك مجتمع فرهنگي در دوره زنديه نيز معروف بوده است . همچنين بعلت وجود نگاره هاي زيباو نقاشيهاي ارزنده أي كه د راين مسجد وجود داشته است به مسجد نقشينه معروف شده است .

 ایوان رفیع وبلند آن نیز که درکتابهای تاریخی نقل شده دراین عکس به خوبی گویاست

درضمن جلوتر از مسجد نقشینه بادگیر بلند جنب بازار ساطع که در حال تعمیر وبازسازی است ومسجد سرسنگ ومسجد جمعه نیز مشخص است

عکس گنبدحسینیه دهنووچهارسو.ق رادرادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

بافت قديم آران وبيدگل

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

هفت اصل بیل گیتس

 [ April 20, 2007 ]

«بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد.

اصول هفت گانه رادر ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

جاده قدیم آران وبیدگل-

آقای فخری شهردار خوب آران وبیدگل خیلی خوشحال است که موفق شده جاده جدید رااز آرا ن وبیدگل تاکاشان سروسامان بدهد وخبرنگاران ازقول اودر نشریه طوبی در ۵ اردیبهشت ۸۶بنویسند که خوشحالم اگر چه در مورد این جاده ۳ پرونده در دادگستری علیه من تشکیل شد ولی جاده درست شد تا شاهد تلفات بیشتر نباشیم ولی ای کاش جاده قدیم هم سروسامانی می گرفت تاشاهد صحنه های دلخراش تصادف نباشیم . می دانید که خیلی ها جرات نمی کنند برای رفت وآمد از جاده قدیم استفاده کنند وکیلومتر ها راه خود رادور می کنند تااز طریق جاده جدید که امن تر است به کاشان وسایر شهرهابروند .

عکس هاوخبر زیر ازوبلاگ آقای میرزاجانی نوش آبادی نقل شده است البته بدون اجازه .

در عوض لینک وبلاگش رامی گذارم.

http://noushabadcity.persianblog.com/

روز گذشته-البته این خبر مربوط به چند روزقبل استـ - در جاده قدیم آران و بیدگل دو دستگاه خورو سواری پیکان و نیسان باری در حد فاصل ۲ کیلومتری کاشان با هم برخورد نمودند که بلافاصله ۲ دستگاه آمبولانس از اورژانس ۱۱۵ آران و بیدگل و کاشان به سر صحنه حاضر و به انتقال مصدومین پرداختند.در این تصادف ۴ نفر مصدوم بر جای گذاشت که  حال یکی از آنها وخیم بود.

تصاویر زیر مربوط به تصادف روز گذشته می باشد

     

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

درباره سی دی سیاساکتی باصداگذاری به لهجه بیدگلی وارائه داستانی که ماجرای آن در آران وبیدگل می گذرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

نمايي از آران وبيدگل

اين عكس از همان جايي گرفته شده كه عكس ميدان شهدا همان عكس قبلي گرفته شده اما عكاس يك كم زاويه ديدخودراتغيير داده ومحله هاي قديمي بيدگل رانشان رفته است. گلدسته هاي مسجدمحقق گوياست

 البته عكس ها رااز وبلاگ شخصي آقاي شهردار آران وبيدگل گرفته ام۰ سفارش صاحب وبلاگ بيدارشهر

http://shahre-kaviri.blogfa.com/8512.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

ميدان شهدا يابلال يا نماز يا نماز جمعه يا دروازه ستاري يا......

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

وقتي درخواست بودجه مي كنند به نام كاشان وآران وبيدگل است اماوقت هزينه كردن؟

 معاون حفظ و احياي اداره ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري كاشان-البته در اصطلاح رسمي كاشان و آران وبيدگل - گفت:
كار مرمت و بازسازي محله‌هاي بافت قديم كاشان به‌يكصد ميليارد ريال اعتبار نياز دارد.

 

http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-14/8602037672133858.htm


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

قدر زر زرگرشناسد

هروقت به اتفاق آقاي مهندس فخريه مسئول دفتر نوسازي مدارس شهرستان هاي كاشان وآران وبيدگل از كنار آرامگاه صباحي عبور مي كنم در سيماي اوتحسين وآفرين رابراي طراح ومعمار ودست اندركاران ساخت آرامگاه مولانا صباحي مي بينم چراكه اوخود سال هاست در امر طراحي واجراي فضاهاي آموزشي كار مي كند وتنصافا توانسته طي سال هاي گذشته فضاي ظاهري مدارس مارا تاحدود زيادي متحول كند .. اميدوارم باتكميل طرح وفضاسازي مناسب اطراف آن روزي برسد كه نماد ونشانه شهر ماهمين آرامگاه باشد مثل شيراز ونيشابور و...

ببخشيد كه عكس جديدي از بناي يادبود ندارم .اين عكس قديمي است وساخت آرامگاه پيشرفت زيادتري كرده وبخصوص اشعار مولاناصباحي كه باخط زيبايي برديواره هاي آن نقش بسته است.اگر دوستي عكس جديدي از آرامگاه راداردبه نشاني ايميل من ارسال كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

تصويرهوايي آران وبيدگل .

عَََكس ازسايت طاووس بهشت كه ازسايت هاي فعال آران وبيدگل است كپي شده است.شهر آران وبيدگل ، نوش آباد ، شهرك هاي صنعتي  صباحي وهلال وجاده هاي مواصلاتي به كاشان وكويرودشت هاي پيرامون شهر به خوبي مشخص است.سفيدي موجود در شما شوره زارهاي موجود درحاشيه دشت هاي مجدآباد وقاضي ودر قسمت غربي پادگان كبريايي ارتش است كه درادامه آن به سنبك ومحل كشت ديم هندوانه متصل مي شود.

به دست اندر كاران سايت طاووس بهشت خسته نباشيد ميگويم واميدوارم همه آران وبيدگل راببينند

(چراكه مايك شهر هستيم به وسعت همه آران وبيدگل)

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

خط ها و خاطره ها نگاهي گذرا به ساختار آموزش و پرورش آران و بيد گل از ابتدا تا امروز

از زماني كه ارباب ميرزا فلاح آراني مدرسه ملي ادب را در ملك مسكوني خود واقع در محله چهار سوق آران پايه گذاري كرد حدود 80 سال مي گذرد . مطالعه ي تاريخ معاصر ايران به ويژه در عرصه تحولات فرهنگي ،نشان مي دهد كه تاسيس مدرسه ي ادب در آران كاملا تحت تاثير حوادث مشروطه و الهام گرفته از نضج مدرسه سازي به شيوه نوين در ايران عصر قاجاري بوده است . قبل از اين تاريخ ، آن چه كه به عنوان سيستم آموزشي در آران و بيدگل وجود داشته است ، همان مكتب خانه هايي بوده است كه عمدتا به آموزش قرآن و تجويد و احتمالا ديوان حافظ و كليات سعدي اختصاص داشته است . كه  بيشتر اين مكتب خانه ها توسط مكتب داران زن و اصطلاحا ملاباجي ها اداره مي شده است .
اما مدرسه ي ملي ادب كه البته عنوان ملي آن در واقع بيانگر شخصي بودن آن مي باشد و هزينه ي آن توسط خانواده هاي دانش آموزان  تامين مي شده است. اولين مدرسه اي است كه با برنامه هاي مدون و مطابق با آموزش نوين (نسبت به روزگار خود ) پي نهاده شده است.
تمام باسوادها و درس خوانده هايي كه اكنون در آران و بيدگل ، سني نزديك به 90 سال دارند ، خود را درس خوانده مدرسه ي ادب معرفي مي كنند .مدرسه ي ملي ادب در سال 1311 بنا به دستور مقامات دولتي و در زطان وزارت عماد الملك در دوره ي نخست وزيري مهدي قلي خان هدايت (مخبر السلطنه ) بر اساس ملاحظات مذهبي و اعتقادي برچيده مي شود و اولين دبستان دولتي به نام دبستان هدايت در محله ي دربند آران توسط وزارت معارف و صنايع مستظرفه تاسيس مي گردد.بزرگواراني كه با ذكر خاطره هاي دوران تحصيل خود محبت مي كنند و صفحه خط ها و خاطره هاي طنين (خبرنامه روابط عمومي آموزش و پرورش آران و بيدگل ) را مي‌نويسند ، همگي يادآور مي شوند كه اين مدرسه (هدايت ) توسط روحانيون اداره مي شد و كساني چون حجت الاسلام مدرس بزرگ و حجت الاسلام نظام دربندي ، اولين معلمان اين دبستان بوده اند.
طبق همين گزارشات و بازنويسي ها خاطره ها ، بعد از تاسيس دبستان هدايت در محله دربند آران ، مدرسه ي ديگري در قسمت ديگر شهر يعني بيدگل و در صحن زيبا  و مصفاي امامزاده هادي به نام دبستان حافظ بنيانگذاري مي شود كه معلمان مدرسه ي هدايت ،دانش آموزان  اين مدرسه را نيز آموزش مي داده اند .
دبستان هاي هدايت وحافظ تا اواخر دهه 20 شمسي تنها مدارس دولتي آران و بيدگل بوده اند كه در كنار مكتب خانه هاي ملي  مثل مكتب خانه هاي  (احمدي ، مهيمني ، حسام ) تا اواخر دهه 20 شمسي از مراكز آموزشي اين منطقه كويري محسوب مي شده اند . در فاصله سال هاي بيست تا سي ، مدارس بونصر شيباني ، شاه عباس كبير در آران و دبستان صباحي بيدگلي در بيدگل توسط دولت هاي وقت ، بنيانگذاري مي شود كه از ابتداي دهه ي سي به بعد به نسبت رشد جمعيت و توسعه ي شهر ، مدارس ديگري در بخش هاي دخترانه و پسرانه و دوره هاي دبستان و دبيرستان و (اغلب در ملك هاي استيجاري ) ، داير شده و هويت تازه اي به آران و بيدگل مي بخشد .
در دهه هاي چهل و پنجاه شمسي ، ساختار اجتماعي آران و بيدگل ، پوست انداخته و با احداث مدارسي تازه تعاملاتي تازه نيز در عرصه ي اجتماعي ظهور پيدا كرده و شور و نشاط خاصي به جامعه وارد مي شود . در طول اين دو دهه ، چندين مدرسه دخترانه به مدارس آران و بيدگل اضافه مي شود مدارسي چون جهان دانش در آران ، نوبنياد در بيدگل و بعدها مدارسي مانند كاشانچي شماره 1 در آران و مهرگان در بيدگل.
اولين مدرسه ي دخترانه و پسرانه به نام ملك الشعراء بهار نيز در سال 1353 (به صورت مختلط) در مركزي ترين نقطه شهر (جنب ميدان شهداي امروز ) ساخته شده است .(مدرسه اي كه امروز با نام كوثر شناخته مي شود.)
سال هاي بعد از انقلاب ، سال هاي پر بركت مدرسه سازي در آران و بيدگل است و به تحقيق مي توان گفت ، رشد مدرسه سازي بعد از انقلاب در اين شهر نسبتا گمنام (به نسبت استعدادها و توانمندي هايش ) ، زمينه ساز خوبي براي ساير ابعاد توسعه شد . (توسعه هاي فرهنگي اجتماعي و سياسي ).
در حال حاضر تعداد آموزشگاه هاي شهرستان آران و بيدگل به بيش از 120 واحد مي رسد كه در 90 ساختمان مستقر مي باشد . با چندين مجموعه بزرگ ورزشي و فرهنگي و تربيتي و هنري . و در فرآيند همين رشد و توسعه ، هم اكنون دانشگاه هاي پيام نور و علمي كاربردي پوشش دهنده صدها دانشجوي بومي و غير بومي است و خوشبختانه زمينه هاي احداث دانشگاه آزاد اسلامي نيز در حال شكل گيري است .
ذكر اين نكته ضروري است كه آموزش و پرورش آران و بيدگل تا سال 1333 به طور مستقيم تحت نظر اداره فرهنگ كاشان قرار داشته است كه در همين سال داراي نمايندگي مي شود و اولين نماينده ي آن مرحوم حاج سيد بني طبا بيدگلي معلم فرهيخته و روشنفكر و بنيانگذار اولين دبيرستان شهر ( نظام وفا) بوده است . بعد از 20 سال اين نمايندگي در سال 1353 به صورت مستقل در آمده است .

روابط عمومي آموزش و پرورش آران و بيدگل (نشریه طنین)

به همت نویسنده گرامی حیدر علی عنایتی بیدگلی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

ديدگاه قدماي كاشان نسبت به آران وبيدگل

 

آثار قديمة كاشان

     در راه آران و بيدگل امام زاده‌اي مي‌باشد معروف به امام زاده قاسم و بناي مرمت امام زاده از هفتاد سال قبل است. سابقاً اطراف امام زاده خيلي آباد و صاحب ابنيه بوده. تمامش زير ريگ پنهان شده. چندي قبل كاوشي نمودند عمارات سفيد كرده پديدار شد. آثار قديمه در آن موجود است.

    در راه فين يك تپّه باشد موسوم به «سيلك». بعضي او را «سياه الك» خوانند. در زير تپّه آثار قديمه است. بعضي اشياء هم از آنجا به دست آمده. خيلي كسان خواسته آنجا را حفر نمايند، چون اجازه نبوده، نتوانسته‌اند. احتمال مي‌رود، سابقاً آتشكده بوده.[42]

     آران و بيدگل و نوش آباد كه قراي ثلاثه مي‌نامند مقبرة ملوك كاشان است. بناي آنها قبل از بناي شهر كاشان بوده. چندين هزار سال قبل دريا بوده، دريا خشك شده، در محلّش شهر بنا شد. شايد بناي آران را يهوديان نهاده، زيرا كه اصل اسمش «هرون دشت»[43] است و اين اسم از اسماء يهود است. در اين سه بلوك آثار قديمه بسيار است.

نقل از كتاب:

مختصر جغرافياي كاشان

(همراه با معرّفي بزرگان، آداب و رسوم و ... اين شهر)

 

 

تأليف

عبد الحسين ملك المورّخين كاشاني

به سال 1338 هـ ق

 

به تصحيح و توضيح

افشين عاطفي

 

نقل ازسایت کاشان کتاب

نشانی سایت:

www.kashanketab.com/lib/joghrafiaie-kashan.htm - 209k

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

نو شدن از اندیشه ها آغاز می شود

 

[12 Dec 2006] [ دکتر محمد رضا سرکار آرانی]

محمد کرام الدینی:


يك گفت و گو با دکتر محمد رضا سرکار آرانی در باره نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش


از كاشان كه حدود ٦ كيلومتر به سمت شمال برويد، به شهرى مى رسيد كه برعكس قمصر، در ميان بيابانى خشك با شن هاى روان، گرماى سوزان و بادهاى ناخوشايند واقع شده است. در عین حال مردمانى خون گرم، سخت كوش، قانع و جوانانى با استعداد و پرشور و شوق دارد. آن جا " آران و بيدگل " است.

دكتر محمدرضا سركار آرانى در شهريور ١٣٤٤ در اين شهر زاده شده است. او در سال ١٣٧٨ پس از اخذ درجه دکتری تخصصی در رشته آموزش و پرورش تطبیقی و بین الملل از دانشگاه ناگوياى ژاپن به وطن بازگشته و اكنون دانشیار دانشگاه علامه طباطبايى است و از مهرماه ٨٣ تاكنون به عنوان پژوهشگر برگزيده ي " انجمن توسعه ي علم ژاپن" در حال گذراندن دوره عالی تحقیقات (فوق دكترى) در دانشگاه ناگوياى ژاپن است. او تاكنون بيش از ٣٠ مقاله ى علمى، پژوهشى و ترويجى به زبان هاي فارسى، انگليسى و ژاپنى در مجلات معتبر ملی و بین المللی به چاپ رسانده است و درکنفرانس های بین المللی بسیاری در ايران، ژاپن، آلمان، فرانسه، هنگ كنگ، چین، کره جنوبی، هلند، بلغارستان و انگلستان شرکت کرده و مقاله ارایه داده است. او فصل هايى از چند كتاب به زبان هاي فارسى، انگليسى و ژاپنى نوشته است. دكتر سركار آرانى، چند كتاب در ايران به چاپ رسانده است؛ "مدیریت دانش"، "فرهنگ آموزش در ژاپن"،" اصلاحات آموزشى و مدرن سازى"، "یادگیری و شكاف ديجيتالي"، "فناورى براى آموزش"، "الفبای مدیریت کلاس درس "و" پژوهش در كلاس درس" از مهمترين آنهاست. كتابى هم به زبان انگليسی با عنوان "راهبردهای اصلاحات آموزشی در جامعه یادگیرنده" همراه با دو تن از همكاران ژاپنى و انگليسى نوشته و در چین به زیور طبع آراسته است. آن چه در پی می آیدگفت وگويى با او درباره ي نقش فناورى اطلاعات و ارتباطات در آموزش است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

سپهري‌ نقاش‌ درآران وبيدگل

       يا اينكه‌ در يك‌ دوره‌ مي‌بينم‌ نقاش‌ قلمو را رها كرده‌ و به‌ كاردك‌ روي‌ آورده‌ است‌ و دردوره‌ ديگري‌ او را در كار آزمايش‌ انواع‌ وسايلي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ جاي‌ قلمو و كاردك‌ حامل‌رنگ‌ بشوند مثل‌ اسفنج‌ و قطعات‌ گوني‌ مي‌بينيم‌. در اوايل‌ دهة‌50 سپهري‌ بوته‌ها و گياهان‌لاغر را رها كرده‌ و به‌ درختان‌ تناور توجه‌ دارد و تنه‌هايشان‌ را باغ‌ باغ‌ و جنگل‌ جنگل‌ كنار هم‌نهاد. اواخر همين‌ دهه‌ در يك‌ سلسله‌ طراحي ها و نقاشي هاي‌ كوچك‌ باز رجعتي‌ به‌ گذشته‌ كرد ودر خاطره‌ كوچه‌ باغ هاي‌ آران‌ و بيدگل‌ و  اردهال‌ به‌ گردش‌ پرداخت‌.

نقل از سايت ماندگار

http://mandegar.info/1383/Farvardin83/SohrabPainter.htm

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

انعكاس مراسم سقايي بيدگل در محرم در مجله موعود

شيوه هاي مراسم سوگواري در مناطق مختلف ايران
ملاحسين كاشفي هراتي در سال نهصدقمري با استفاده از كتب تاريخي و روايات و مستندات، كتابي به نام «الشهيد» تدوين كرد كه در زمان خود معتبرترين مصيبت نامه بود. اين كتاب بعدها به «اشتهادروضه» معروف شد و مراسم خواندن آن و گرياندن شنوندگان به واسطه شنيدن مصيبت هاي وارده به امامان معصوم به ويژه شرح مصيبت كربلا، روضه نام گرفت.
پس از آن هر كسي نذري در دل داشت مراسم روضه خواني و عزاداري برپا مي كرد و يك روحاني را براي خواندن بخشي از كتاب روضه ملاحسين دعوت مي كرد تا آنكه آرام آرام اين مراسم عموميت يافت.

روضه خوانان جديد كه لزوماً روحاني نبودند، به خاطر صداي خوش و قدرت تصوير واقعه مداح نام گرفتند و مراسم روضه خواني كه ديگر با عزاداري عاشورا پيوندي عميق پيدا كرده بود به صورت مستمر و به نام هيئت هاي مذهبي فعاليت شان را آغاز كردند. اين هيئت ها در پيوند با مداحان و مراسم عزاداري تشكل و سازماندهي تازه اي پيدا كرد و هر يك بنا به فرهنگ بومي كه در آن رشد يافته بودند و نيز جغرافيا و ويژگي هاي طبيعي، متفاوت از ديگري شد، تفاوت در شكل با روحي مشترك.
عزاداري، مداحي و روضه خواني به عنوان مراسم و آيين مذهبي، مثل هر شاخه اي ديگر از فرهنگ ديني اين سرزمين با تاريخ پيش آمده و به رشد و بلوغ رسيده است اما جالب آنكه در همين بستر تاريخي، از يك سو باورها و اعتقادات مذهبي و از سوي ديگر خرده فرهنگ هاي بومي، طبيعت و نيز مناسبات زندگي منطقه اي بر يكديگر تأثير ژرف گذاشته و در نهايت به عنوان ويژگي منحصر به فرد جلوه گر شده است. براي همين است كه مراسم طشت گذاري، اردبيل، مراسم نخل گرداني، يزد و ابيانه، مراسم گل مالي، بيجار و مراسم سقايي، اراك و بيدگل را به يادمان مي آورد. راستي اگر بيجار نه شهري در دل كردستان و فاقد باغ هاي بزرگ و جنگل، بلكه شهري در دل آذربايجان بود، آنوقت مراسم «شاه حسين، واحسين» و مراسم «گل مالي» جابه جا نمي شدند؟

http://mouood.org/content/view/1873/3/

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

بااين همه تكيه جاي آمار تكاياي آران وبيدگل در پرتال استان اصفهان كجاست. ببينيد وبگوييد وظيفه ارسال آ

نام شهرستان

تعداد تکایا در سال
 1382

تعداد تکایا در سال
 1383

اصفهان

---

22

اردستان

---

0

آران و بيدگل

---

0

برخوار و ميمه

---

3

خمينی شهر

---

2

خوانسار

---

0

خور و بيابانک

---

3

سميرم

---

0

شهرضا

---

6

فريدن

---

0

فلاورجان

---

0

کاشان

---

12

کوهپايه

---

0

گلپایگان

---

0

لنجان

---

0

مبارکه

---

0

نائین

---

0

نجف آباد

---

6

نطنز

---

0

              

://www.isfahanportal.ir/framework.jsp?SID=880


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

آمار دانش آموزان آران وبيدگل در سال هاي 54 تا57

ميزان جمعيت دانش آموزان منطقه آران و بيدگل از هنگام انفكاك از شهرستان كاشان از 6689 نفر در سال 1354ش/1976م. به 8531 نفر در سال 1357ش/1979م. رسيد.در پايان دورهء مورد بحث ،ميزان جمعيت دانش آموزان دختر در آران و بيدگل 3090 نفر حدود 36 درصد كل دانش آموزان آران و بيدگل بود كه روند رشد مطلوبي را از سال 1354ش/1976 م. به بعد را نشان مي دهد.

نقل ازسايت آموزش وپرورش كاشان

http://209.85.129.104/search?q=cache:gkeb9p2eNsIJ:www.kashanedu.ir/%3Fi%3DBDsNOgJlBzBWZQM9+%D8%A8%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D9%84&hl=fa&ct=clnk&cd=210

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

یک نفر هم آز آران وبیدگل اهل سوال کردن پیداشد آن هم از آقای ابطحی

ز. الف. از آران و بيدگل در استان اصفهان پرسيده است که مهمترين عامل شکست اصلاحات را در چه می دانيد؟ مهدی از کاليفرنيا هم گفته که آقای خاتمی بهترين فرصت را برای اصلاحات در ايران از دست داد...

من بين شکست اصلاحات و به اندازه (مناسب) پيش رفتن اصلاحات فرق قائلم. بستر اصلاحات را مردم می دانم و هر تحليلگری که به فضای ايران از هشت سال پيش تا کنون، آشنا باشد، می بيند که اصلاحات چگونه در بستر جامعه ايران نهادينه شده است. اگر مردم را بستر اصلاحات بدانيم، آقای خاتمی و مديريت اصلاح طلبان را گروهی می دانم که نظارت کردند تا مردم رشد کنند و به حقوقشان آشنا شوند و ما می توانيم اين را به صورت جدی ببينيم. همين فضايی که در جامعه وجود دارد... همين که هر جريانی که سابقه سياسی اش نشان می دهد که طرفداری اصلاح طلبی نبوده، مجبور است با شعارهای اصلاح طلبانه با مردم حرف بزند، نشان دهنده اين است فضای جامعه به سمت اصلاحات پيش می رود. من از اين جهت اصلاحات را خيلی موفق می دانم. البته حتما بهتر از اين هم امکان رشد اصلاحات بود که دلايل (عدم رشد آن) به صورت عمومی، يکی به کار گيری بخشی از قدرت در ايران عليه اصلاحات می دانم که مانع رشد اين جريان بود و همچنين افراطی گری های غيرمنطبق با واقعيت جامعه، از دلايل ديگر کند شدن اصلاحات است. اما همين که امروز همه از آقای خاتمی و از جريان اصلاحات طلبکارند که چرا اصلاحات را بيشتر پيش نبرده اند نشان می دهد که اصلاحات در جامعه نهادينه شده اند. امروز کسی نمی گويد که آقای خاتمی چرا اصلاحات را شروع کرد؟ اگر همين موضوع برای جامعه قطعی شود که حرکت اصلاحات بايد سريع پيش رود، همين دليلی است که اصلاحات شکست نخورده است...

ازوبلاگ محمد علی ابطحی رئیس دفتر آقای خاتمی در زمان ریاست جمهوری

http://www.webneveshteha.com/interview.asp?id=1110103711

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

سرانجام دولت قبول کرد آران وبیدگل جزو مناطق گرمسیر است


الگوي مصرف برق خانگي
چاپ  ايميل

157488/ت36899هـ

16/12/1385

 

تصويب نامه هيات وزيران

 

بسمه تعالي

 

با صلوات بر محمد و آل محمد

 

سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور

 

<!--[if !supportLists]-->هيئت وزيران در جلسه مورخ 13/12/85 بنا به پيشنهاد شماره 192.642/100 مورخ 28/11/85 سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و به استناد بند "ط" تبصره (11) قانون بودجه سال 1385 كل كشور تصويب نمود .

1-  <!--[endif]-->الگوي مصرف برق خانگي مناطق عادي ( به جز فصل تابستان ) و ماه هاي عادي مناطق گرمسير ( به جز ماه شهريور در شهر‌هاي بافق ،‌ كاشان ، ‌آران و بيدگل ، قم و گرمسار ) دويست كيلو وات ساعت در ماه تعيين مي شود .

2-<!--[endif]--><!--[if !supportLists]-->طبقه بندي مناطق گرم و مرطوب ،‌ مدت و دوره زماني آن به شرح ذیل   است :

<!--[endif]-->3-در سال 1385:

 

الف – به وزارت نيرو اجازه داده مي شود از زمان ابلاغ اين تصويب نامه از مشتركين خانگي مناطق عادي و ماه‌هاي عادي مناطق گرمسير كه مصرف ماهانه انها بيش از الگوي مصرف مي باشد ، علاوه بر بهاي برق مصرفي به ازاي هر كيلو وات ساعت مصرف مازاد ، جرايمي براساس متوسط بهاي برق ماهانه مشترك ( حاصل تقسيم برق ماهانه بر انرژي مصرفي ماهانه ) و ضرايب معرفي شده به شرح ذيل دريافت كند .

 

ب – بهاي برق ماهيانه مشتركين خانگي با مصارف ماهيانه صفر تا هشتاد كيلو وات ساعت بخشوده شود .

 

ج- بهاب برق ماهيانه مشتركين خانگي مناطق گرم يك و دو به ترتيب با مصارف ماهيانه صفر تا يكصد و نود و صفر تا يكصد و پنجاه كيلو وات ساعت بخشوده و بهاي برق ماهيانه ساير مشتركين مناطق يادشده با تعرفه‌هاي برق سال 1383 محاسبه شود .

 

د – بهاي برق ماهيانه مشتركين خانگي مناطق گرم سه با مصارف ماهيانه صفر تا يكصد و بيست كيلو وات ساعت بخشوده و بهاي برق ماهيانه ساير مشتركين اين مناطق با مصارف يكصد و بيست و يك تا يكهزار كيلو وات ساعت با تعرفه‌هاي برق سال 1383 محاسبه شود . از ساير مشتركين ، ‌علاوه بر بهاي برق ماهيانه به ازاي هر كيلو وات ساعت مصرف مازاد ،‌ جريمه اي معادل ضريب (8/0) متوسط بهاي برق ماهيانه دريافت شود .

 

پرويز داودي

معاون اول رئيس جمهور

 

 

اين مصوبه در تاريخ 16/12/1385 طي شماره 157488/ت36899هـ جهت اجرا ابلاغ شد .

 

 

 

 

صفحه نخست
عناوين كل اخبار
اخبار
گزارش
تحليل
مقاله
مصوبات
مصاحبه
گفت‌و‌گو
اطلاعيه
سخنراني
رادیو دولت
گزارش تصویری
جستجو در اخبار
کنفرانسهای خبری
دولت در ديگر رسانه‌‌ها
سازمان ها و وزارت خانه ها
معرفی
معرفی شوراهای عالی
معرفی کابینه
معرفی وزارت خانه ها
معرفي سازمان‌ها
روابط
پيوند‌ها
جستجو در اخبار
ارتباط با ما
لوگوهاي ما
لینک RSS سایت
 
 

د استفاده از مطالب اين پايگاه با ذكر منيع مجاز مي باشد

www.sokhangoo.net | www.spokesman.gov.ir

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

فرهنگ سرا درمرکز شهر یاخارج شهر

 

 

فرهنگ سرای پارک شادی در ورودی شهر اران وبیدگل

ظاهراشهرداری آران وبیدگل می خواهد آنچه رادارد برای غریبه ها نشان دهد

 باتوجه به بن بست بودن شهر وورود مسافران از جنوب وعمدتااز جاده جدید( باحال وروز جاده قدیم وباریک بودن مسیر وتردد افراد به شهرک صنعتی صباحی بیدگلی کمتر کسی جرات دارد از جاده قدیم برای رفت وآمد استفاده کند )اقدامات شهرداری همه در جاده جدید انجام می شود وتقریبا باید گفت : اگر شهرداری کاشان به فکر خیابان کارگر کاشان نیست شهرداری آران وبیدگل به فکر آنها است و دلیل این حرف: بلوار جدید حد فاصل پارک شادی وپل کارگر باداشتن فضای سبز باعرض دهها متر جهت پاده روی وتفرج از خبابان کارگر به پارک شادی وورزشگاه مادر.

انشالله که غرضی در کارنیست

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

دانشنامه آزاد ويكي پديا وصفحه مربوط به آران وبيدگل

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

بازهم از صفحه فرهنگ وادب كاشان واسامي آشناي اهالي آران وبيدگل

نگاه كنيد واسامي آران وبيدگلي هارادر صفحه شعراي كاشان ببينيد.

ظاهرا كاشان ، آران وبيدگل رابراي سياهي لشكر همواره نياز دارد .

http://www.marlick.com/OLD/adab/shaerangozashteh/shaerangozashte_1.htm

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

فرهنگ وادب آران وبيدگل يافرهنگ وادب كاشان

آقاي حسين فرخ يار شما كه بچه خوبي هستي واهل آران وبيدگل . چرااجازه مي دهي از قول شما مفاخر آران وبيدگل به نام كاشان درج شود.

سايت زيرراببينيد

http://www.marlick.com/OLD/adab/honarmandan/2_tabatabaei/abdolbaghi.htm

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

ميرزا عبدالباقي طباطبائي

 

ميرزا عبدالباقي طباطبائي

وي نيز از خوشنويسان معروف بيدگل در عصر قاجار است كه خطوط سته را به استادي مي نوشته است. وي زيارتنامه هايي براي امام زاده محمد هلال (ع) آران و امام زاده حسين واقع در محله درب ريگ بيدگل نوشته است كه عناوين آن به خط رقاع و بعضي از مطالب آنها به خط توقيع مي باشد. همچنين در بعضي موارد از خط ريحان نيز استفاده نموده است و با توجه به اينكه متن خطوط نسخ و ثلث مي باشد از استادي و احاطه وي به خطوط مذكور و بطور كلي تسلط وي به خطوط سته حكايت دارد.

مير عبدالباقي طباطبائي در اوايل قرن چهاردهم وفات يافته و در جلو درب ورودي به حرم امام زاده هاشم واقع درمحله درب ريگ بيدگل مدفون است.

 

مشاهير كاشان ، حسين فرخ يار

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

بالاخره درياچه نمك قم يادرياچه نمك آران وبيدگل



حذف تدريجي حيات از آفريقاي كوچك ايران


نويسنده: محمد درويش

پارك ملي كوير در يك قدمي پايتخت ، يكي از 50 ذخيره گاه بيوسفري جهان است كه در فهرست يونسكو به ثبت رسيده است . منطقه اي كه بيش از 40 سال از اعلام مصوبه آن براي حفاظت مي گذرد و تا همين گذشته هاي نه چندان دور به دليل وجود گله هاي گورخر، يوزآسيايي ، آهو، قوچ و ميش ، كل و بز و جبير و.... به آفريقاي كوچك ايران شهرت داشت اما امروز به بيابان غمگين ايران لقب گرفته است .
    آنچه در ذيل مي آيد بخشي از گزارش يكي از محققان موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع است كه روند رو به اضمحلال اين ذخيره گاه را به تصوير كشيده است .محمد درويش يكي از معدود محققان بيابان شناس كشور است كه ششمين بخش از سفرنامه خود پيرامون بيابان هاي ايران را به گوشه كوچكي از آنچه كه بر سر پارك ملي كوير آمده و مي آيد اختصاص داده است . او كه براي انجام تحقيقات و تهيه فيلم به همراه گروهي ديگر از بيابان هاي ايران از مدتي قبل راهي سفر شده بود تنها موفق شد مجوز يك روز حضور در پارك ملي كوير را از سازمان محيط زيست دريافت كند.با اين توضيح كه در همين يك روز هم اجازه بازديد از برخي مناطق پارك ملي كوير را نيافت !
    بخشي از سرزمين بكر ايران كه تنها 3\0 درصد از خاك ايران عزيز را به خود اختصاص داده است ، متجاوز از 19 درصد كل پستانداران (31 گونه )، 27 درصد كل پرندگان (131 گونه ) و 3\11 درصد از كل گونه هاي خزنده (20 گونه ) شناخته شده در كشور را يكجا در خود ماوا داده و افزون بر آن يك گونه منحصربه فرد از دوزيستان را نيز پذيراست ، گونه اي كه تنها و تنها در ايران و در پارك ملش ي كوير مي تواند به زندگي خود ادامه دهد. همه اين مزيت ها در حالي است كه پارك ملش ي كوير صاحب چشم اندازهاي يگانه اي از تقريباص تمامي مظاهر آشناي بيابان ها و كويرهاي جهان است ؛ سرزميني كه اغلب رخساره هاي مشهور كوير (ازكوير پاشتري و متورم گرفته تا جلگه رسي و سبخا و چربه و چند ضلعي هاي مشهور نمكي - تكير - و البته قنديل ها و آبشارهايي كم نظير از نمك تا تظاهرات كم نظير و مواج ماسه هاي بادي از بارخان گرفته تا سيف و ...) را مشتاقانه و بي منت به مهمانان مشتاق خويش عرضه مي كند ... درست مانند هيچستان سهراب كه قطره باران ، بي هيچ درخواستي از سوي برگ ، او را سيراب مي سازد:«تا نسيم آتشي در بن برگي بدود، زنگ باران به صدا درمي آيد» و اين شايد از بخت ياري ما بود كه هنگام گذشتن از پارك ملش ي كوير در پنجمين روز از دوش مين ماه بهار 1385، طنين اشعار صداي پاي آب او زينت بخش فضاي اتومبيل مان بود و فرداي آن روز، راديو يادمان آورد كه در چنين روزهايي ، كاشاني ها به بهانه بيست و ششمين سالروز غروبش ، بزرگش داشته اند...
    در فاصله اي نه چندان دور از جنوب شرقي پايتخت ، نمايشگاهي كم نظير از زيستمنداني كمياب وجود دارد. كل و بز، قوچ و ميش وحشي ، گربه شني ، جبير، يوزپلنگ ايراني و جوامع گياهي متنوش ع و نادر؛ بخشي از اين زيستمندان را تشكيل مي دهد. در حقيقت اين منطقه را مي توان شبه جزيره اي دانست كه بين درياچه نمك قم ، كوير ريگ جن ، كوير مركزي و كوير گرمسار محصور بوده و نمونه بارزي از بيابان ها و استپ هاي كم آب را به نمايش نهاده است . عرصه اي كه بيش از 690 هزار هكتار از دشت كوير را دربرگرفته و درست از 42 سال پيش تحت حفاظت قرار دارد. سه سال پس از آن يعني در سال 1346 از سوي سازمان شكارباني و نظارت برصيد، شكار و چراي دام در اين منطقه محدود شد.مدتي بعد اين سازمان ، «حفاظت محيط زيست » لقب گرفت و عرصه هاي حفاظت شده كوير مركزي با ارتقاي نسبي كيفيت كه بر اثر حفاظت حاصل شده بود در سال 1355 «پارك ملش ي كوير» ناميده شد. سازمان جهاني يونسكو نيز دو سال بعد عنوان «اندوخته گاه زيست سپهر» را به اين منطقه اعطا كرد زيرا نمونه اي مشابه آن در كمتر نقطه اي از جهان يافت مي شد.
    به علاوه وجود آثار تاريخي و باستاني نظير كاروانسراها و آب انبارها، جاذبه هاي اين عرصه را دوچندان كرده بود. مطالعات مختلف در اين اراضي به شناسايي 205 گونه گياهي انجاميد كه از اين تعداد 35 گونه فقط در ايران يافت مي شوند. از سوي ديگر وزغ كويري در تمام جهان فقط در اطراف چشمه كوچكي در دل دشت كوير به نام چشمه سفيدآب گزارش و مشاهده شده است (خسروي فرد، 1383). با اين وجود و به رغم تمامي ارزش هاي گفته شده ، در اواخر دهه 50 ضعف توان اجرايي در سازمان محيط زيست از يك سو و هجوم عده اي سودجو، مغرض و گاه ناآگاه از سوي ديگر باعث شد اين منطقه بسياري از قابليت هاي خود را از دست دهد. از اين رو تنها حدود 446 هزار هكتار پارك ملش ي باقي ماند و كم كم از شمار گياهان و جانوران كاسته شد تا جايي كه بيش از 15سال است كسي گورخر را در منطقه نديده و سرشماري پستانداران اين واقعيت تلخ را آشكار كرده است كه جمعيت اين جانوران در شرايط بحراني قرار دارد.
    در دوش مين روز اقامت در استان سمنان و پس از مشورت با مهندس قدرتي (معاون پژوهشي مركز) و مهندس طاهري ، ساعت 5 صبح به سمت پارك مش لي كوير حركت كرديم و از آنجا كه همكاران سمناني گمان مي بردند كه مسير جاده سنگفرش (گرمسار به قصر بهرام ) مناسب نباشد، از مسير راه آسفالته ورامين ، پيشوا كه تا يك كيلومتري ايستگاه راه آهن ابردژ ادامه دارد و از آنجا مسير جاده شني قلعه بلند، عسگرآباد، حصارگلي به پاسگاه محيط باني مباركيه را انتخاب كرديم و حدود ساعت 30\7 صبح مشغول صحبت با تك محيط بان تنومند پاسگاه ، به نام جعفري بوديم كه از ما مجوز ورود به پارك ملش ي را مي طلبيد؛ محيط بان پاسگاه كه خود زاده كوهستان هاي شمالي تهران بود، آنچنان با شور و شوق از طبيعت كوير و حيوانات آن سخن مي گفت كه گويي در بهترين جاي عالم زندگي مي كند و صاحب جذاب ترين شغل دنيا است . آثار اصابت گلوله را مي شد بر روي بازوي راستش مشاهده كرد كه مي گفت : يادگار مقابله با شكارچي هاي غيرقانوني است .
    به هر حال ، هر چند حاضر نشد در برابر دوربين گروه عكس بگيرد، امش ا صميمانه به تمام پرسش هاي ما پاسخ داد. از او پرسيدم تا به حال كمياب ترين جانوري را كه در پارك ديده ، چه بوده و آيا خودش تاكنون يوزپلنگي را به چشم در منطقه ديده است * وي گفت : كمياب ترين جانوري كه ديده ام ، يك گربه شني بوده و تاكنون هيچ يوزي را نديده ام . جعفري پيش از خداحافظي به ما توصيه كرد كه هر چه سريع تر به سمت قصر بهرام حركت كنيم تا با بادهاي بسيار گرم كوير در طول مسير شني 50 كيلومتري تا قصر بهرام مواجه نشويم . به همين دليل خوردن صبحانه باز هم به تاخير افتاد! هر چند كه بخت با ما يار بود و از قضا هوا در آن روز (سه شنبه ، پنجم ارديبهشت ماه 1385) چنان خنك شده بود كه مجبور شديم شيشه اتومبيل را بالا بكشيم تا نلرزيم !
    جاده اي خاكي و پرپيچ وخم به سمت جنوب شرق ، پاسگاه مباركيه را به قصر بهرام كه اينك سرمحيط باني پارك محسوب مي شود، مرتبط كرده است . در طول مسير مي توان كوه هاي دوازده امام و تپه ماهورهاي فرسايش يافته ، به هم فشرده و سرخ رنگي به نام «نره خركوه » را كه كنار هم صف كشيده اند، مشاهده كرد. البته توسعه تكنوژنيك اين منطقه را نيز بي نصيب نگذاشته و دكل هاي مخابراتي بر فراز كوه ها، دل آسمان را نشانه رفته اند. كوه هايي كه از فراز آنها مي توان چشم انداز شمالي درياچه نمك را چون مخملي سپيد رنگ مشاهده كرد. در طول مسير جز چند كبك زيبا و چكاوك كاكلي و نيز چند خزنده كوچك و يك شغال جنبنده اي را نمي بينيم . دو سوي جاده دشت همواري است كه از پوشش گياهي نسبتاص قابل قبولي برخوردار است . برجستگي هاي گنبدمانندي گاه منظم و گاه پراكنده حدود نيم متر از سطح زمين قد كشيده اند.
    
    تانك و خمپاره در منطقه حفاظت شده
    اينجا منطقه حفاظت شده كوير مركزي است ، تكه اي جدا شده از پارك ملش ي كه نه تنها آثار عبور دام (ميكروتراس ) را مي توانيم در آن مشاهده كنيم ! كه چندين شتر نيز در حال چريدن ديده مي شوند. از آن حيرت انگيزتر، مشاهده تابلويي است با اين عبارت : «اردوگاه نظامي شهيد شعباني !». نخست فكر كرديم كه ماجرا مربوط به دوران جنگ و رزمايش هاي آن زمان است امش ا بقاياي تسليحات نظامي و تانكي فرسوده در گوشه و كنار ديده مي شود. چند كيلومتر دورتر نيز پوكه سلاح هاي مختلف جنگي چون دانه هاي شن بر روي زمين پراكنده شده اند و حتي لاشه چند گلوله توپ هم ديده شد. سنگرها و كيسه هاي شن هم فراوان قابل مشاهده بود و همه اين نشانه ها حكايت از اين داشت كه گويا هنوز هم اين منطقه با صداي اين انفجارها و ازدحام هاي نظامي آشناست .
    
    ملاقات با مادر كاروانسراهاي ايران
    مسير همچنان به سمت شرق امتداد مي يابد و به تدريج مشاهده مي شود كه كيفيت و كميت پوشش گياهي در حال فزوني است . مي توان حدس زد كه به محدوده امن پارك ملش ي نزديك شده ايم ، هر چند تابلويي را مشاهده نمي كنيم . سرانجام در دامنه هاي شمالي سياه كوه - مرتفع ترين كوه منطقه با 1865 متر از سطح دريا - ديواره هاي عمارتي كهن ، امش ا استوار و پرشكوه از دور نمايان مي شود؛ ساختماني كه به شيوه سازه هاي مشهور تخت جمشيد از مجموع تخته سنگ هاي بزرگ بنا شده و به آن لقب «مادر كاروان سراهاي ايران »را هم داده اند.
    قصر بهرام كه از زمان صفويه تاكنون پابرجا مانده (البته برخي نيز قدمت آن را به زمان ساسانيان نسبت مي دهند) امروز به پاسگاه اصلي محيط باني پارك بدل شده است . كمي دورتر ديوارهاي فروريخته اي ديده مي شود. عمارتي كه حرمسرا ناميده مي شد با بقاياي جوي هايي باريك كه به قصر متصل مي شود ... وارد محوطه دروني قصر مي شويم ، امش ا برخلاف انتظارمان كسي از محيط بانان اندك قصر اشتياقي براي پرس و جوي ما و ديدن معرفي نامه نشان نمي دهد! فقط در برابر اصرارمان به بازديد از تپه هاي شني پارك ، مي گويند: نمي شود! اجازه نداريد!! مي گوييم : امش ا چند كيلومتر دورتر انگار كساني در حال سر و صدا و آتش بازي هستند و اجازه اي هم نمي گيرند! اما پاي درد دلشان كه مي نشيني ، مي بيني كه حق دارند اينقدر سرد و يخ زده با مهمانانشان برخورد كنند.
    موتورسيكلت يكي از محيط بانان خراب شده و مجبور به پيمودن مسيري طولاني و خطرناك بدون آذوقه شده است ؛ بي سيم كار نمي كند؛ زباله ها همه جا به چشم مي خورد؛ و از همه غم انگيزتر آنكه با ماهي 130 هزارتومان در چنين شرايطي و به دور از خانواده مجبور به خدمت هستند! آيا اين است مفهوم پارك ملي و اندوخته گاه زيست سپهر*! آيا حراست و حفاظت از چنين زيست بوم ناهمتايي ، آن هم براي حكومتي كه در شمار 30 كشور ثروتمند جهان قرار دارد، بايد اينگونه حقيرانه باشد*! نكته تاسف بارتر و نگران كننده تر (علاوه بر حقوق بسيار ناچيز محيط بانان پارك )، عدم وجود كمترين امكانات ايمني و رفاهي براي آنان بود. در اين كوير با وجود آنكه عقرب ، مار جعفري و مار شاخدار به وفور پيدا مي شود، حتي يك سي سي سرم ضدمار و يا يك مركز درماني و يا حتي يك تكنسين نبود و اگر خداي ناكرده محيط باني يا گردشگري دچار حادثه مي شد، معلوم نبود چه كسي و در چه زماني مي تواند به داد او برسد. افزون بر آن محيط بانان هر روز بايد مسافت هاي طولاني را جهت سركشي و آمارگيري طي مي كردند و اين مستلزم آن بود كه علاوه بر وسيله نقليه مناسب (موتورسيكلت )، كفش كوهنوردي و كوله مناسب نيز داشته باشند كه هيچكدام مشاهده نشد و حتي همان طور كه اشاره شد، موتورسيكلت يكي از آنها نيز خراب شده بود.
    همچنين تعداد اندك محيط بانان در مقايسه با وسعت پارك هم از آن شوخي هاي غم انگيز بود؛ در اين منطقه جمعاص 20 محيط بان مسوول حفاظت و كنترل پارك ملش ي و منطقه حفاظت شده پيرامون آن هستند كه در واقع به هر نفر 33 هزار و 500 هكتار به طور تقريبي جهت مراقبت و سركشي مي رسد. اين در حالي است كه عملاص بيش از 10 محيط بان بيشتر در عرصه حضور ندارند! آن هم پاركي كه داراي بالاترين رده حفاظتي در چارچوب مقررات جئخ ة است . شايان ذكر آنكه بر پايه مستندات موجود در «الگوي به كارگيري مامورين گارد در مناطق حفاظتي تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست »، كمينه نيروي انساني مورد نياز در امر حفاظت ازمناطق چهارگانه ، يك نفر به ازاي هر 4800 هكتار است . بنابراين ، كمترين تعداد مورد قبول محيط بان در پارك ملش ي كوير و منطقه تحت حفاظت آن ، بايد 150 نفر باشد! واقعيتي كه وقتي با محيط بانان قصر مطرح كرديم ، همه به خنده افتادند و گفتند ما به 30 نفر هم راضي هستيم .
    بگذريم ! ... علاوه بر دانش پژوهان و دانشجويان علوم طبيعي و نيز گردشگران بسياري كه به اين نقطه باستاني گام مي نهند، علاقمندان عكاسي ، ستاره شناسي و نجوم هم ، اين محل را براي شكار بي واسطه ستارگان و رصد اجرام آسماني ، مكاني مطلوب مي دانند. هر چند كه زباله هاي پراكنده در اطراف اين اثر فرهنگي نشان از مديريت نامطلوب محل و در عين حال حضور پرشمار و بي برنامه افرادي دارد كه در ظاهر به ستاره ، طبيعت و فرهنگ علاقه مندند.
    به هر حال به مجموعه تاريخي قصر بهرام بايد كاروان سراي عين الرشيد را كه در دو كيلومتري جنوب آن بنا شده است ، اضافه كرد. محل استقرار سربازان در روزگار گذشته كه امروز ظاهراص بايد دوران مرمت و بازسازي را پشت سرنهاده باشد، امش ا گويا جريان بازسازي به دليل تغيير مديريت و كمبود اعتبار فعلاص متوقف مانده است . جالب آنكه در نزديكي عين الرشيد توانستيم سرانجام چند جبير را به همراه فرزندانشان ببينيم كه مشاهده اين تعداد جبير آن هم در اين ساعت روز (حدود ساعت 12) حتي براي محيط بان پارك ، عبدالعظيم جورابلو - كه 23 سال سابقه خدمت داشت - نيز عجيب به نظر مي آمد. چرا كه معمولا به دليل گرماي هوا در اين ساعت و فصل در پناه سايه تخته سنگ هاي سياه كوه آرام مي گيرند كه به دليل خنكي هوا، اين عادت ديرين را به كناري نهاده بودند و اين بخت ياري ، سبب شد تا بتوانيم چندين عكس از آنها بگيريم .از آنجا تا آب انبار قيلونه به مسير خود ادامه داديم كه در ساحل شمالي و باتلاقي درياچه نمك قرار دارد و به آن گود قيلونه نيز مي گويند؛
    
    آفريقاي ايران در فراموشي
    در گود قيلونه ، هوا به يكباره تيره و تار مي شود، به نحوي كه حتي چشم انداز فراخ نمكزار قم يا به قول همسايگان جنوبي اش «درياچه آران و بيدگل » هم ديده نمي شود. تصميم به بازگشت به قصر مي گيريم ... در مسير برگشت ، از ميان باريكه اي شني كه در دره سياه كوه تعبيه شده و گنبدهاي نمكي الواني در خاورش خودنمايي مي كنند، عبور كرده و فرصت را مناسب مي بينم تا از محيط بان همراه مان بپرسم : تاكنون از مديران مركزنشين سازمان كسي را اين طرف ها ديده است *! وي مي گويد: خانم ابتكار يكبار اينجا آمده ، ولي دكتر پيراسته (مديركل سابق محيط زيست استان تهران ) و دكتر قصرياني (مدير كل سابق دفتر زيستگاه ها) اينجا زياد مي آمدند و معلوم بود كه پارك را خيلي دوست دارند. ولي جديدي ها را هنوز اين طرف ها نديده ام ... او مي گويد: آقا! نه تنها ما را كه پارك را فراموش كرده اند! فقط اسماص اين است كه مديريت پارك به محيط زيست سمنان سپرده شده ، ولي واقعيت اين است كه امكانات لازم را از تهران به سمنان نداده اند. او دست روي نكته مهمي گذاشته و من پيشتر هم شنيده بودم كه پس از واگذاري امور مربوط به اداره پارك از تهران به سمنان ، مشكلات پارك ، نه تنها كمتر نشده كه بيشتر نيز شده است .
    در اين انديشه بودم كه به راستي حكمت واگذاري اين پارك به سمنان چه بود كه ناگهان با ديدن دوباره گله كوچكي از جبير رشته افكارم خوشبختانه پاره شد! آن حيوانات زيبا و معصوم نيز با مناعت طبعي باورنكردني و خاص كوير اجازه مي دهند تا چند عكس ديگر از آنها بگيريم ... به عين الرشيد نزديك مي شويم ، وانت مجهزي را مي بينم كه بر فرازش آنتن بزرگي افراشته است . به محيط بان همراهم به نام ... مي گويم : از همكاران است * مي گويد: نه ! بچه هاي سپاه هستند. و ادامه مي دهد: آنها هميشه اين طرف ها هستند و مجوزي هم نمي خواهند!
    
    اين زندگي است كه مي ميرد!
    ابومعين ناصربن خسرو بن حارث قبادياني بلخي ، معروف به ناصرخسرو (394 - 465 هجري قمري )، نزديك به هزار سال پيش ، در سفرنامه مشهور خويش از جنگل هاي انبوهي خبر مي دهد كه در سرتاسر مسير كاشان ، آران و بيدگل و ورامين زمين را پوشانده اند و امروز در «مورد حمايت قرار گرفته شده ترين سرزمين » در طول آن مسير، يعني در پارك ملش ي كوير هم به سختي مي تواني حتي آثاري هرچند اندك از آن شكوه و جلال سبزينه بيابي و ببيني . واقعيت تلخي كه چه بخواهيم يا نخواهيم ما را به اين دريافت خجلت بار رهنمون مي سازد: «ايرانيان در طول هزاره ماضي تاريخ كهن خويش ، نشان داده اند كه امانت داران شايسته اي براي پاسداري از مواهب طبيعت گرانسنگي كه در اختيارشان نهاده شده ، نبوده اند.»
    حقيقت تلخي كه طنين گوشخراش ناقوس آن ، لحظه اي مرا در هنگام عبور از جاده سنگفرش و بدرود با «آفريقاي كوچك ايران » رها نمي كرد؛ جاده اي كه مي دانستم پيش از من پذيراي مسافران مشهوري چون هربرت ، دلاواله ، شيندلر، گابريل ، هدين و بسياري ديگر از كويرنوردان بنام جهان بوده و گام هاي تاريخ را شمرده است ... اصلا شايد آنها نيز اين ناقوس مرگبار را مي شنيدند كه :«مگر اين زندگي نيست كه مي ميرد*»
    با نزديك شدن به ساعات پاياني روز و با توجه به مجوز گروه براي حضور در پارك ملش ي كه فقط براي يك روز صادر شده بود (و آنهم تنها مناطق اطراف قصربهرام و حتي اجازه بازديد از تپه هاي شني را نيز به ما ندادند!)، مجبور به ترك آن شديم ؛ هر چند كه مي دانيم براي بازديد كامل از اين عرصه پهناور دست كم يك هفته زمان نياز است .
    در مسير بازگشت ، با توجه به مشورت با محيط بانان از جاده كهن و كم نظير «سنگفرش » شاه عباسي كه به تازگي و با كم شدن آب رودخانه هاي مسير و خشك شدن نسبي بستر امكان تردد در آن فراهم شده بود - و از بين كال شورهاي متعدد كوير كهك به روستاي رشمه و گرمسار استفاده كرديم ؛ مسيري كه برخي از مشهورترين جهانگردان دنيا از جمله «پيتر دلاواله » ايتاليايي هربرت انگليسي ، شيندلر آلماني و آلفونس گابريل اتريشي در سده هاي گذشته از آن عبور كرده اند و در طول آن توانستيم اغلب چهره ها، تيپ ها و عوارض مشهود دشت كوير را (مانند رخساره هاي رسي ، پف كرده يا متورم ، زرده ، چربه ، كارستي ، خشك و سخت و شوره زار يا سبخا)، به همراه بقاياي پل ها و سنگفرش تيره رنگ اين جاده كهن از نزديك مشاهده كنيم . با اين وجود، هر چه به غروب خورشيد، دكل غول پيكر علي آباد و هياهوي شهر نزديك تر مي شديم و به مرور درختچه هاي دست كاشت اسفناج وحشي خود را بيشتر نمايان كرده و به موازات آن ، انحطاط جاده سنگفرش را هم بيشتر حس مي كرديم . اين پرسش آزاردهنده نيز لحظه اي مرا راحت نمي گذاشت كه اين بوم سازگان كم نظير، كه برخي آن را «آفريقاي كوچك » نيز لقب داده اند، چرا بايد اينگونه تحليل رفته و زيستمندان نادرش ، در معرض انحطاط قرار بگيرند.
    
    بيابان غمگين جهان
    استانلي بريدن ، پس از سال ها زندگي با ببرهاي هند در رانتامبهور، مي گويد: «به راستي چه خواهند بود جنگل هاي هند، اگر غرش پرطنين ببر در آنها نپيچد و پيكر شكوهمند او در ميان علف هاي بلند بامبوزار نجنبد*» روزگاري عظيم ترين و باشكوه ترين ببر جهان در جنگل هاي مازندران مي غريد؛ اينك حتي استخواني هم از آن جلوه اساطيري برجاي نمانده است . «جرج بي .شالر» پس از سال ها زندگي در ميان پانداها، پلنگ هاي برفي و شيرهاي آفريقا هم ، نگاهي غمناك و پردريغ به آينده مي افكند و مي گويد:«...اينها همه نمادهاي ابد و ازل ، همه پرتوهاي آفرينش ، همه صنعت هاي خدا بر زمين اند. و آدمي تاكنون با حرص خويش ، دست بر هستي بي جانشين آنان گشاده و كمر به نيستي حيات بسته است . آيا هرگز انديشيده ايد كه دشت هاي گسترده آفريقا بدون شير چه خواهد بود*» و آيا ما هرگز انديشيده ايم كه در روزگاري نه چندان دور يال و كوپال شير ايران ، دشت هاي زيباي مركزي را زينت مي بخشيد* و اگر به جد نيانديشيم و چاره سازي نكنيم ، آيا تا چندي ديگر افسوس انقراض يوز و گورخر و گوزن زرد و جبير و تمساح پوزه كوتاه و سياه خروس و ... حتي پلنگ ايران را نيز نخواهيم خورد*!
    وقتي با تورق سفرنامه ناصرخسرو در مي يابيم كه حد فاصل شهرهاي كاشان ، آران و بيدگل و ورامين - كه بخش اعظم آن در دل همين پارك امروز جاي مي گرفته است - پوشيده از جنگل هاي طبيعي بوده و اينك متاسفانه از آن پوشش هاي طبيعي وسيع كه به مدد سفرنامه ناصر خسرو در حافظه تاريخ ضبط شده ، چيز زيادي باقي نمانده است چگونه است كه در پاسداري از ميراث هاي طبيعي مان تا اين درجه دچار سستي و سهل انگاري شديم *آيا نبايد به آن لقب «بيابان غمگين جهان » داد* و چرا كسي اين هشدار را جدي نمي گيرد كه در پارك ملش ي كوير زندگي ، شتابان تر از هر زمان ديگري به سوي نيستي پيش مي رود* به شهادت آمارهاي رسمي ، هر سال بر شمار دانش آموختگان بيكار دانشكده هاي منابع طبيعي و محيط زيست افزوده مي شود، انسان هاي متخصصي كه بي گمان برخي از آنها عاشق معرفتي هستند كه به خاطرش رنج تحصيل را خريده اند. آيا از بين اين خيل نيروي مشتاق جوان ، متخصا و بيكار نمي توان نيروي كارآمدي براي مديريت بهينه زيست بوم هاي ارزشمندمان تربيت كرد*!
    
    عبرت هاي پارك ملي كوير
    روزگاري عظيم ترين و باشكوه ترين ببر جهان در جنگل هاي مازندران مي غريد؛ اينك حتي استخواني هم از آن جلوه اساطيري برجاي نمانده است . گوزن زرد دشت ارژن و گاندوي رودخانه سرباز هم مي رود تا به خاطره ها بپيوندد. افزون بر آن ، دست كم 15 سال است كه ديگر هيچ كسي در «پارك ملش ي كوير» گورخر آسيايي نديده است و من از هر محيط بان پاركي كه پرسيدم : آيا تاكنون به چشم خود يوزپلنگي را در محدوده پارك ديده است ، با پاسخي منفي روبرو شدم . پوشش انبوهي كه ناصر خسرو هم در سفرنامه اش اشاره كرده بود، اينك بيشتر به روثيايي غيرقابل باور شبيه است تا حتي گوشه اي از تاريخ طبيعي هزاره اخير ما ...! بر سر آن ذخيره هاي منحصر به فرد حيات طبيعي ايران زمين چه آمده است * چرا فقط شمار قوچ ها، ميش ها، كل ها و بزهاي محدوده خجير، سرخه حصار، ورجين ، لار و دارآباد در طول سه دهه گذشته با كاهشي 96 درصدي مواجه شده و از 15 هزار و 600 راس به 500 راس كاهش يافته است *!
    

نقل از:روزنامه اعتماد ملي شماره ۱۰۸

http://www.art-of-music.net/npview.asp?ID=1105654

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

اطلاعات سازمان راهداري وحمل ونقل استان رااز آران وبيدگل ببينيد چقدر است:

سيماي كلي شهرستان
· موقعيت جغرافيايي شهرستان : شمال استان
· مساحت و جمعيت : - 5057 نفر جمعيت
· فرصتهاي حمل و نقل كالا در شهرستان : توليد گل و گياه (گلاب)
· فرصتهاي حمل و نقل مسافر در شهرستان : گردشگري
· توليدات شاخص : گلاب
· وضعيت حمل و نقل ريلي : فاقد خط آهن
· وضعيت حمل و نقل هوايي : فاقد فرودگاه

حمل و نقل كالا
· وضعيت پايانه بار : فاقد پايانه بار
· وضعيت شركتهاي حمل و نقل : داراي تعداد 2 شركت حمل نقل كالا
· رانندگان حرفه اي : تعداد 53 نفر راننده حرفه اي
· تناژ كالاي بارگيري شده از مبدا شهرستان (ميانگين ماهيانه) : 1389 تن

حمل و نقل مسافر
· وضعيت پايانه مسافربري : فاقد پايانه مسافري
· وضعيت شركتهاي حمل و نقل : داراي تعداد 1 شركت حمل و نقل مسافر
· رانندگان حرفه اي : تعداد 5 نفر راننده حرفه اي
· تعداد مسافر جابجا شده از مبدا شهرستان (ميانگين ماهيانه) : 437 نفر
· مقاصد عمده : تهران , اصفهان (درون استاني) , قم

ايمني و ترافيك
· پليس راهها : ندارد .
· مجتمع هاي خدمات رفاهي بين راهي : ندارد .
· وضعيت راههاي شهرستان : -
نقل ازسايت:

http://www.esfahan.tto-ir.org/Glance/GlanceF/Item.asp?ParentID=489


+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

كردارنيك

سي و هشت سال پيش  در تاريخ 28/10/1347 ـ آقاي حاج علي ايزديان بيدگلي در استان قم ، يك قطعه زمين به مساحت  پنج هزار و پانصد و سي مترمربع جهت احداث ساختمان بيمارستان ايزدي به جمعيت هلال احمر صلح نمودند .

منبع :http://www.rcs.ir/persian/banners/taghvim.ht

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

ميرزا محمد بيدگلي

ميرزا محمد بيدگلي

از خوشنويسان معروف خط نسخ در عصر زنديه است. وي در بيدگل زندگي مي كرده و خطوط شكسته و نسخ را در نهايت زيبائي و بسيار استادانه مي نوشته است. هنوز هم خطوط دست نوشته وي مورخ به سال 1212 ه.ق در محراب ايوان مسجد نقشينه بيدگل مشاهده مي شود .

 

مشاهير كاشان ، حسين فرخ يار

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

اخراجی ها

اخراجی ها

امروز که این پست صفا رو می خوندم . از شجاعتش خوشم اومد ! اولین نفری که از فیلم تعریف کرده بوده !
بزرگترین مشکل اخراجی ها این بود که مسعود دهنمکی ساختتش شاید اگر ابراهیم حاتمی کیا می ساخت سیل به به  و چه چه ها بود که براش راه مینداختند.
من از قدیم الایام این دهنمکی رو می شناختم انده () گروه فشار و این حرف ها بود!
به قول مجری جشنواره " خوشحالند که آقای ده نمکی بالاخره سينما رو برای بيان حرفها و نظراتشون انتخاب کردند.
شاید دهنمکی هم بالاخره فهمیده که غیر از مشت لگد کارهای دیگه هم میشه کرد!
من هم تو چند تا از لحظات فیلم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم .مخصوصا اون لحظه ای که بسیجی پرید رو مین !
و اون جمله مجید سوزوکی که با کنایه گفت : اگه بچه محل ما بودی لات خوبی می شدی !
همون بسیجی که لکنت زبون داشت و اونو مسخره می کردند که همچین جوجه هایی به چه دردی می خورند.
من هم این فیلم رو یکبار دیدم . اگر پا بده باره دوم هم نگاه می کنم !
این فیلم برای بیان منظورش از یک زبون نرم و دوست داشتنی استفاده میکردند.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  | 

شعری ازفروغ فرخزاد

کاش چون پاییز بودم............کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای ارزوهایم یکایک زرد میشد
افتاب دیدگانم سرد میشد
اسمان سینه ام پر درد میشد
ناگهان طوفان اندوهی بجانم نگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ میزد
وه.....چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پرشور و رنگ امیز بودم
شاعری در چشم من میخواند.......شعری اسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله میزد
در شرار اتش دردی نهانی
نغمه ی من........
همچو اوای نسیم پر شکسته
عطر غم میریخت بر دلهای خسته
پیش رویم:
چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر:
اشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام:
منزلگه اندوه و درد و و بد گمانی

کاش چون پاییز بودم..............کاش چون پاییز بودم
                                                                                                                 فروغ فرخزاد
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عموزاده بیدگلی  |